با بررسی کارنامه ادبی و پژوهشی عباس آرمان
شب ششم شبهای کابل برگزار شد
ششمین شب از «شبهای کابل»، به نقد و بررسی کارنامه ادبی «عباس آرمان»؛ داستاننویس و فیلمنامه نویس معاصر افغانستان پرداخت.
شب ششم «شبهای کابل» با گردانندگی عبدالشکور نظری؛ شاعر جوان کشور و صاحب مجموعه شعر «خیابانهای سرگردان» آغاز شد. محمدتقی اخلاقی؛ نویسنده و فعال فرهنگی، نخستین سخنران این شب بود که در بخشی از سخنانش گفت: «در تمام آثار عباس آرمان به شمول داستانهای کوتاه و دراز و فیلمنامهها، ردپای دو دغدغه را میتوانیم بیابیم: یکی، سنت و دیگری، مهاجرت. سنت؛ شامل رسمهای رسیده از گذشته و اغلب پیوسته با خرافات و گره خورده با باورهای دینی است و مهاجرت همان آوارگیها و محرومیتها و دوری از وطن است».
اخلاقی در ادامه افزود: «اصولا آرمان به نوع روایتهای سیال تمایل زیادی نشان داده و گه گاه نیز راوی را تبدیل کرده است که همه نشانههایی از تمایل آشکار آرمان به تلاش برای ابتکار و تجربههای جدید در روایت داستان هستند».
این نویسنده درباره نقش دین در کارهای عباس آرمان چنین بیان داشت: «دین در زندگی آدمها، جلوههایی خوشایند و نفرتانگیز می یابد و در عین حال نشان میدهد که ماندنی است و ریشههای عمیقش از دل و جان آدمها، پاکناشدنی. آرمان موفق شده تا گرههای کوری را نشان بدهد که هر روز ما با آن ها مواجهیم و از خرافات و سنتهایی برایمان بگوید که طی قرنها به گرد دین پیچیدهاند و اکنون تفکیکناشدنی جلوه میکنند».
اخلاقی، داستانهای «خیال»، «به علت تعمیرات تعطیل است»، «دیدار»، «همیشه مسافر» و «گریهکنان فاتحه میخوانم» را داستانهایی با درونمایههای عاشقانه خواند که اغلب ناکام میمانند و به جایی نمیرسند. به گفته وی، داستانهای «وطن»، «خواستگاری»، «دو ابرک سفید»، «من افغانی نیستم» و «ایستادگاه» نیز به مهاجرت و بیچارگی های حاصل از جنگ میپردازد.
اخلاقی با بیان این نکته که نثر آرمان در طول سالها، نثری ثابت و کم تغییر بوده است، برخی ویژگیهای این نثر را چنین برشمرد: جملهبندیهای کوتاه و تلگرافی؛ نثر ساده و همه فهم و استفاده نکردن از واژههای سنگین و ترکیبهای پیچیده؛ استفاده از واژهها و ترکیبهای خاص و جذاب.
این سخنران درباره جایگاه زن در کارهای عباس آرمان چنین گفت: «زن در کارهای آرمان، زنی واقعی است. شخصیتهای اصلی عباس آرمان در کتابهای «پشت پلک ثریا» و «گلهای سیاه» اغلب مردند. و زنها اغلب نقشهایی حاشیهای و بسیار گذرا دارند. اما در کتاب «هزارمین شب ثریا» بر خلاف دو کتاب دیگر، تقریبا تمام شخصیتهای اصلی، زن هستند. از این رهگذر، بین کتاب سوم آرمان و کتاب نخست و دوم، تفاوت عمیقی مشاهده میشود. نویسندهای که در دو کتاب نخستش، زنها را به داستاهایش راه نمیدهد و مرتب آنها را به حاشیه میراند، به یکباره در کتاب سوم، از درد و رنجهای زنان و مظلومیت و معصومیتشان روایت میکند و فریاد دادخواهی برمیآورد و به فمینیستی پرشور نزدیک میشود. ممکن است این را به یک تغییر نگرش در طول کارهای عباس آرمان تعبیر کنیم و تجربه های جدید در فکر آرمان بنامیم».
در ادامه برنامه، محمدجواد سلطانی؛ استاد دانشگاه کاتب، آثار آرمان را از منظر جامعهشناختی ادبیات بررسی کرد. وی در آغاز سخنانش، درباره تفاوت جامعهشناسی ادبیات و جامعهشناسی ادبی سخن گفت. آنگاه جنگ، آوارگی، زنانگی، از خودبیگانگی و پدرسالاری را از مهمترین موضوعهای داستانهای آرمان برشمرد. سلطانی با تبیین این نکته که هیچ متنی نمیتواند منفک و منتزع از واقعیت باشد، این پرسش را مطرح کرد که آثار عباس آرمان به عنوان یک متن با واقعیتهای امروز افغانستان چه نسبتی دارد. وی پیش از پاسخگویی به این پرسش، سطوح گوناگون واقعیت را برشمرد و با تقسیم واقعیت به واقعیت ابژکتیو و سابژکتیو، واقعیتهای عینی افغانستان همچون جنگ، آوارگی، تضادهای قومی و فرهنگی، فقر، تبعیض، نابرابری و خودکامگی سیاسی را در سه مقوله انحطاط، بنبست و شکست دستهبندی کرد.
استاد دانشگاه کاتب در سخنانش گفت: «در کنار هم قرار گرفتن سه مفهوم انحطاط، بنبست و شکست میتواند تا حدودی تصویری از سیمای امروزین ما را فراهم کند. واقعیتهای افغانستان در آثار آرمان نه به سوژهای برای تفکر بدل شده است و نه به بخشی از تجربه زیسته شده راوی. به همین دو دلیل، تماس این آثار با واقعیتهای گفته شده بسیار اندک است. در نگاه آرمان، پدیدههایی مثل بنبست، شکست و انحطاط، پیشاپیش طبیعی انگاشته شده و هیچگاه چونان امر تاریخی و قابل پرسش جلوه نکرده است. تفکر در مورد یک پدیده، طبیعتزدایی از آن پدیده است». سلطانی در پایان با نقل گفتهای از ژان پل سارتر، اظهار امیدواری کرد که ادبیات افغانستان آینه واقعیتهای زمانه باشد و زمانه ما با ادبیات رهبری شود.
رضا ابراهیمی؛ داستاننویس، حقوقدان و سردبیر نشریه «فرخار»، سومین سخنران این برنامه بود که به بررسی و نقد آثار آرمان پرداخت. این داستاننویس، آرمان را یکی از پرکارترین نویسندههای کشور خواند و فضای مهاجرت و فضای بومی افغانستان را دو فضای حاکم بر داستانهای او خواند. سردبیر فرخار، برخورد ذهنگرایانه را یکی از ویژگیهای داستانهای آرمان دانست و گفت: «مونولوگ یا گفتوگوی درونی شخصیتها باید نشانههای ذهنی داشته باشند.
عباس آرمان در سال 1356 خورشیدی به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در سال 1376 تمام کرد. بعد از آن به طور جدی وارد عرصه داستان نویسی شد. اولین داستانهای کوتاهش در سال 1372 در دفتر ادبیات افغانستان نقد شد و بعد از آن این داستانها در نشریات مهاجرین ایران مانند گلبانگ، هفته نامه وحدت، ماهنامه امین و ... به چاب رسید. تاکنون نزدیک به صد داستان کوتاه، سه رمان و چندین فیلمنامه کوتاه و بلند نوشته است.
آثار آرمان عبارتند از:
یک ـ مجموعه داستان پشت بلک ثریا/ نتشارات عرفان/ تهران.
دو ـ مجموعه داستان هزارمین شب ثریا/ با حمایت مالی "بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی افغانستان/ کابل.
سه ـ مجموعه داستان میوه ای به نام انگور (آماده چاپ).
چهار ـ رمان گلهای سیاه/ کابل.
پنج ـ رمان بریماه من کجاست؟/ پاورقی شده در "به سوی فردا".
شش ـ رمان کابل، ساعت جنگ (آماده چاپ).
هفت ـ فیلمنامه سنگباران.
هشت ـ فیلمنامه خانه دور است.
جوایز ادبی و سینمایی که آرمان به دست آورده است، عبارتند از:
یک ـ در سال 1384، مجموعه داستان "پشت بلک ثریا" در مسابقه سالانه ادبیات داستانی وزارت اطلاعات به مقام دومی دست یافت.
دو ـ در سال 1385 ، رمان "گلهای سیاه" در همین مسابقه به مقام اول رسید.
سه ـ در سال 1386 ، مجموعه داستان "هزارمین شب ثریا"، مقام دوم مسابقه ادبیات داستانی وزارت اطلاعات و فرهنگ را از آن خود کرد.
چهار ـ در سال 1387 ، فیلمنامه "خانه دور است" در مسابقه فیلمنامهنویسی دفتر سازمان ملل متحد در کابل شرکت کرد و برنده شد.
شب ششم «شبهای کابل»، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه سوم جدی 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار شد. در این برنامه، همچون برنامههای گذشته، بیش از صد تن از فرهنگیان و علاقهمندان به ادبیات، شرکت کرده بودند. خانه ادبیات افغانستان، همایش ماهانه «شبهای کابل» را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر و علوم سینمایی برگزار میکند.