خانه ادبیات افغانستان برگزار میکند:
داستاننویسی «عباس آرمان» در بوته نقد
دبیرخانه شبهای کابل:
ششمین شب از «شبهای کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی «عباس آرمان»؛ داستاننویس معاصر افغانستان میپردازد.
شب ششم «شبهای کابل» با سخنرانی آقایان محمدجواد سلطانی، محمدتقی اخلاقی و رضا ابراهیمی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه سه دلو 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار میشود.
خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار میکند.
شب پنجم «شبهای کابل» با سخنرانی سلطانسالار عزیزپور؛ شاعر، نویسنده و فعال فرهنگی درباره کتاب پژوهشی محمود جعفری به نام «شعر سپید چیست؟» آغاز شد. عزیزپور در ابتدای سخنان خود گفت: «محمود جعفری پیش از آنکه شاعر باشد، پژوهشگر و نویسنده به مفهوم عام آن است که بر دغدغههای زمان و نیاز زبانش واقف است؛ دغدغهها و پرسشهایی که شب و روز ما را در حصار خود دارد و از دادن پاسخ به آنها بر خود میلرزیم و از پرسشهای بی پاسخ آن. جعفری در این اثر، از زمینههای تاریخی میآغازد و به مبانی شعر سپید میرسد. به دنبال آن، در پی توضیح جایگاه وزن در شعر سپید و مباحثی همچون شگردها و تکنیکهای شعر، تقابل شعر و دستور، قالبشکنی شاملو، اهداف شاملو، شعر سپید در افغانستان، کلمهشناسی در شعر و نمونههای شعر سپید در افغانستان است».
این شاعر و نویسنده معاصر درباره کتاب «شعر سپید چیست؟» چنین بیان داشت: «با وجود اینکه جعفری خواسته است با نوشتن این کتاب، به همه پرسشها و دغدغههایش اندر باب شعر پاسخ بگوید، ولی ردیف انبوهی مباحث مختلف، نظم و انسجام منطقی این اثر را در بخشی از موارد بر هم زده است و خواننده اثر را در میان حجم مطالب پراکنده، سرگردان میسازد. بهتر بود مباحث مختلف این اثر در آثار جداگانه، دستهبندی و تدوین میشد و در جزوههای مستقل به چاپ میرسید. نکته دیگری که از نارساییهای کتاب به شمار میرود، در بخش معرفی سپیدسرایان افغانستان متبارز است. در معرفی سپیدسرایان بهتر بود نویسنده از تعارفها میکاست و بر تأملات میافزود؛ زیرا جای کلی داوریهایی همچون: «از چهرههای برجسته و مطرح شعر معاصر افغانستان میباشد»، «در قالبهای مختلفی درخشیده است»، «خلاقیتهای فکری و ذهنی او در آثارش موج میزند» و مانند آن در این اثر پژوهشی نیست».
عزیزپور در ادامه سخنانش افزود: «اگر گزیدهمتننویسانی نداریم که بر ژرفنا و پنهان تاریخ و جغرافیای فرهنگیمان به وسعت جغرافیای انسانیمان اثرگذار باشند، کم و بیش کوشندگانی داریم که در اوجی از فقر مادی و فرهنگستیزیهای اولیای امور، دست از سرایش و پژوهش برنمیدارند. بدون تردید، یکی از کوشندگان و چراغداران فرهنگ و ادب کشورمان، محمود جعفری است».
در ادامه برنامه، احمدضیا رفعت؛ شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه کابل و فعال فرهنگی و اجتماعی، مجموعه شعر «پروازهای منحنی» را نقد و بررسی کرد. وی در بخشی از سخنانش گفت: «با آنکه شاعر از عناصر محدود طبیعت، برای بیان خیالهایش استفاده میکند، ولی توانسته است به راحتی، آنچه را میخواهد، بیان کند. با این هم، اگر شاعر از دایره فراختر عناصر خیالساز کار میگرفت، میتوانست به کلام خود تنوع بیانی ببخشد».
رفعت، ترکیبهایی مانند چاشتخیز، دندانخنده، خونغروب و شبحلوا را از ابتکارهای این مجموعه برشمرد. با این حال، کاربرد برخی واژگان مهجور یا واژگان وابسته به لهجههای ویژه را مایه لغزش شاعر در برقراری ارتباط اثرگذارتر با خواننده دانست.
محمدصادق دهقان؛ شاعر، نویسنده و استاد دانشگاه کاتب، سومین سخنران این برنامه بود که به بررسی و نقد مجموعه هایکووارههای «عطر لیمو» پرداخت. سخنان وی در چند بخش سامان یافته بود که عبارت بودند از: پیشینه شعر کوتاه پارسی از گذشته تا روزگار معاصر، قالبهای محلی شعر کوتاه، هایکوشناسی، چیستی هایکو، هایکوی سنتی، هایکوی مدرن، ساختارشناسی هایکو.
دهقان درباره پیدایش شعر کوتاه مدرن پارسی و هایکوواره چنین بیان داشت: «شعر کوتاه پارسی در روزگار معاصر ما با شعرهاي دفتر «ماخ اولا»ي علی اسفندیاری (نیما یوشیج)؛ پدر شعر نو پارسی، آغاز شد و جریان اصلی «شعر كوتاه» با برگردان هايكوهاي ژاپني به صورت باواسطه، از روي ترجمههاي انگليسي و آلماني به زبان پارسی، در دهه چهل خورشیدی در ايران، رخ نمود. در اصل، سهراب سپهري در گام نخست، دريچه هايكو را به روی ما گشود. با این حال، گام اساسی را احمد شاملو برداشت که با همكاري حسن فياد، دوازده «شعر كوتاه» ژاپني را با عنوان «ترانههاي سرزمين آفتاب» ترجمه کرد و در سال 1352 در كتاب «همچون كوچهاي بيانتها» به چاپ رساند».
این منتقد ادبی درباره کوشش شاعران و نویسندگان افغانستان برای معرفی هایکو در کشور افزود: «حضرت وهريز و برنا کریمی با ترجمه هايكوي ژاپني به زبان پارسی دري در این زمینه کوشیدهاند. در این اواخر، ترجمهای از برنا کریمی چاپ شده است. تلاش برای هایکو در افغانستان با نشر مجموعه محمود جعفری به نام «عطر لیمو» وارد قلمرو تازهای میشود. از دیگر کسانی که در افغانستان برای ترجمه هایکو و سرایش هایکوواره تلاش میکند، به آذریون متین باید اشاره کرد. به جز اینها، در افغانستان، سرایش شعر کوتاه، نه با هدف ایجاد و گسترش شعر کوتاه، بلکه به صورت غریزه شاعرانه، در سرایش آن وجود داشته است که رد آن را در آثار نوسرایان و سپیدسرایان میتوان جست. با این حال، چون در راستای سرایش شعر کوتاه نبودند، کارشان را نمیتوان کوتاهسرایی دانست. کوتاهسرایان بسیاری نیز هستند که بدون اثرپذیری کامل از هایکو به راه خود ادامه دادهاند و میدهند. گروهی دیگر از هایکو اثر پذیرفتهاند، ولی هنوز راه و رسم هایکووارهسرایی را نمیدانند و تنها در کنج خلوت نوشتهها و گفتههایشان، خود را مدعی آفرینش هایکوواره میدانند. به طور کلی، هیچکدام از اینان را نمیتوان هایکووارهسرا نامید».
دبیر «شبهای کابل» در ادامه سخنانش، با بررسی ساختار واژگانی، ساختار بیرونی و ساختار درونی این اثر، به نکتههای فنی آن اشاره کرد و گفت: «با وجود برخی مشکلات ساختاری مانند تکراری بودن مضمونها، شتابزدگی در پردازش مضمون، سادگی زیاد، گنجاندن دلمشغولیهای شعر سپید در این قالب، مبهم بودن بیدلیل و شعاری شدن برخی مفهومسازیها، انتشار این کتاب در قلمرو زبان پارسی، تجربه تازه، متفاوت، نوآورانه و جسارتمندانهای است».
محمود جعفری، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر و فعال فرهنگی سالهاست در قلمرو فرهنگ و ادب پارسی تلاش میکند و مجموعههای پژوهشی «آموزش شعر»، «راهنمای نویسندگی» و «شعر سپید چیست؟» از او به چاپ رسیده است. به جز آن، «پروازهای منحنی»، نخستین مجموعه شعر وی به شمار میرود. هم اکنون دو مجموعه شعر، یک مجموعه گردآوری شعر و سه اثر پژوهشی از جعفری آماده چاپ است. او در طول این سالها، سه دیپلم افتخار از وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به دست آورده است. جعفری گردانندگی چند برنامه ادبی را نیز در رادیوهای افغانستان بر عهده دارد.
شب پنجم «شبهای کابل»، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه 28 قوس 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار شد. در این برنامه، همچون برنامههای گذشته، بیش از صد تن از فرهنگیان و علاقهمندان به ادبیات، شرکت کرده بودند. خانه ادبیات افغانستان، همایش ماهانه «شبهای کابل» را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار میکند.
شب چهارم «شبهای کابل» با گردانندگی آصف آشنا، شاعر جوان کشور آغاز شد. در این برنامه، آقای محمدافسر رهبین؛ شاعر و نویسنده درباره ساختار کلی شعرهای بانو فروغ گفت: «چگونگیِ آگاهی از هستن و نیستن که تعریف کلی از هنر و به گونه ویژه از شعر به دست میدهد، خیلی روشن در آثار خالده فروغ بازتاب یافته است. خالده فروغ با آگاهی و شناخت جامع از پدیدهها و رخدادهای اجتماعی، در پی نشان دادن واقعیتها برمیخیزد. خالده در سرایش شعر، بی آنکه در قید نظمبندی فنی افتاده باشد، صمیمانه با شعر میآمیزد. خالده در سرودههای خود از نیمایی تا سپید را به تجربه برخاسته و در همه گونههای شعر (اوزان کهن، اوزان نیمایی، سپید) نمونههای موفق و زیبا ارایه داده است».
رهبین در بخش دیگری از سخنانش، سه محور مهمی را که شعر فروغ بر مدار آنها میچرخد، چنین برشمرد: «خالده فروغ به منظور تبیین جهانبینی خود در شعر، قاعدتا به سه عنصر مهم توجه نموده است: عشق و عرفان؛ اسطورهپردازی (دینی ـ تاریخی)؛ میهنستایی و سیاست. پیوند شعریِ خالده با عشق، از نوع نظام عشقخدایی است که پیشینیان شعر فارسی بیشترینه ارادتکیش و پیرو آن بودهاند. برخوردهای عارفانه با عشق ـ و هر از گاه در مفاهیم انتزاعی ـ شعر او را خصلت توجیهپذیری و معناگستری بیشتر میبخشد. از همین روست که سرودههای عشقی خالده با چشماندازهای سپهری و زمینی تعریفپذیر میباشند».
این منتقد ادبی درباره اسطورهپردازی و سیاستگرایی در شعر فروغ افزود: «اسطورهپردازی نیز یکی از جنبههای جالب شعر خالده فروغ را میسازد. خالده با استناد به شخصیتها و سیماها و قصههای تاریخی ـ قرآنی، تلاش ورزیده است کلامش را هویت دینی و فرهنگی ببخشد. فروغ در شماری از اشعار خود به سیاستگرایی پرداخته است. اما این سخن به هیچ وجه سیاسی شدن او در شعر را بیان نمیدارد. خالده با زیرکی تمام در حد تعادل به سیاستگری در شعر پرداخته است و به گونهای که از سرودههای او برمیآید، در برابر رخدادهای اجتماعی واکنشهای لازم ارایه داده است و هر از گاه با زبانی نمادین به توضیح وضعیت پرداخته است».
در میانه برنامه، آقای محمود جعفری؛ مدیر آموزش و پژوهش خانه ادبیات افغانستان، با اعلام اینکه برنامههای آموزشی خانه ادبیات به صورت نظاممند از ماه قوس آغاز میشود، به معرفی و رونمایی کتاب «شب که از پوستمان گذشت» پرداخت. این کتاب، دومین مجموعه شعری محمدصادق دهقان، شاعر معاصر کشور است که خانه ادبیات افغانستان آن را به عنوان دومین مجموعه از سلسله انتشارات خود در ماه عقرب به بازار نشر افغانستان روان کرد. «شب که از پوستمان گذشت»، 96 صفحه دارد و دربردارنده چهل شعر سپید از این شاعر است.
بانو محبوبه ابراهیمی، دومین سخنران شب چهارم بود که سخنش را با بررسی جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر افغانستان و مقایسه کلی آن با ادبیات ایران و تاجیکستان آغاز کرد. عضو بنیانگذار خانه ادبیات افغانستان، نقد کارنامه فروغ را در سه بخش زبان، تخیل و اندیشه سامان داد. او در بخش نخست سخنانش، انتخاب واژگانی و ترکیبسازی را از ویژگیهای شعر فروغ دانست. با این حال، به گفته وی، آوردن واژگان قدیمی تنها عامل در باستانگرایی نیست، بلکه همه عناصر زبان باید در خدمت ساختار آرکاییک قرار گیرد. ابراهیمی درباره ترکیبسازی فروغ گفت: «خالده، شاعر ترکیبسازی است و از این نظر، میان شاعران هموطن خود خاص و منحصربهفرد است. با این حال، مشکل او ساختن ترکیبهای سخت و زنجیردار و گاهی، در هم آمیختن نامتناسب ترکیب انتزاعی با تصویر مادی یا برعکس است». بانو ابراهیمی در زمینه نقش اندیشه در شعرهای فروغ، به مواردی مانند میل به شناخت و شناساندن خود، جستوجوی عشق، امیدواری، آرمانخواهی و محدود نبودن به زمان و مکان اشاره کرد. این شاعر و منتقد ادبی در پایان سخنان خود، با بررسی تیتروار آخرین مجموعه شعری فروغ به نام «همیشه پنج عصر» بیان داشت که خالده در این کتاب به ثبات زبانی رسیده است. با این حال، تخیل اندک، ترکیبسازیهای دشوار و از دست دادن لحن حماسی پیشین را از ویژگیهای این کتاب دانست.
آنگاه عبدالشکور نظری؛ شاعر و منتقد ادبی درباره ساختار کلی شعر فروغ گفت: «فروغ کوشیده است از محدودههای تعریف شده و خط قرمزهای موجود و چارچوبهای تنگ برآمده از دل سنت و تاریخ این مرز و بوم فراتر رفته و موجودیت خود را نه به عنوان یک زن، که به عنوان یک انسان آزاد، انتخابگر و مسئول، اعلام، تثبیت و تعریف کند. فروغ، یک زن است. انتظار آن است که احساسات و عواطف زنانه و زنانگی با توجه به تجربیات، شرایط و مسایل خاص آنان در کارنامه او رنگ و رونق بیشتری میداشت، هرچند که این یک حکم قطعی و حتمی نیست، ولی به هر حال، تبارزات و تظاهرات بیرونی عواطف و احساسات واقعی یک زن آن هم یک زن جهان سومی و افغانی، اگر طبیعی و بدون سانسور عرضه شود، نمیتواند ویژگی و مشخصات خاص خودش را نداشته باشد».
نظری با تقسیم کردن نقد کارنامه ادبی فروغ در دو بخش درونمایه و ساختار بیرونی، درباره درونمایه اشعار او چنین گفت: «فروغ از این زاویه، تلاش زیادی برای کشف فضاهای تازه فکری و پرورش مفاهیم و معانی جدید و مستند به جهانبینی و تجربیات ویژه به خرج نداده است و با ورود به جهان آثار او، شما این احساس را ندارید که در یک جهان باهویت، فضاها و عناصر خاص فکری گام گذاشتهاید». شاعر «خیابانهای سرگردان» در زمینه ساختار بیرونی شعرهای فروغ افزود: «فروغ در این بخش، تا حدودی موفق بوده است. آثار او از این جهت استحکام معمول را داراست. در کارهای کلاسیک او این استحکام و پیوستگی صوری و محتوایی در طول اثر یعنی محور عمودی و هم در عرض آن یعنی محور افقی بیشتر به چشم میآید. فروغ تا اندازه زیادی نسبت به استفاده از امکانات فنی، شگردهای زبانی، آرایهها و صور خیال بی توجه بوده است. زبان در کارهای سپید او ویژگیهای سبکی و فنی لازم را ندارد و از شگردهایی چون ایجاز، تکرار، ترکیبسازی، غرابت، باستانگرایی، حذف، جابهجایی جمله و غیره که به شعر سپید، امتیاز، تشخص، هویت و تأثیرگذاری خاص میبخشد، تهی است، هرچند که زبان در کارهای سپید او روانی، صمیمیت، تازگی و روزآمدی بیشتری دارد».
در پایان برنامه، بانو خالده فروغ در سخنان کوتاهی، تلاش خانه ادبیات افغانستان را در بنا نهادن «شبهای کابل» برای رواج دادن فرهنگ «نقد ادبی» در جامعه کنونی افغانستان، غنیمت بزرگی برای ادبیات دانست و پایداری این برنامه را آرزو کرد.
شب چهارم از شبهای کابل، با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه 30 عقرب 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب برگزار شد.