نام کتاب: دروغهای مقدس
شاعر: حامد ابراهیمپور
ناشر: پرنده
نوبت چاپ: اول 1387
شمارگان: 3000 نسخه
حامد ابراهیمپور، دانشآموخته کارشناسی ارشد حقوق بشر، شاعر و نویسنده تهرانی است که اثر تازهاش را به من هدیه کرد. من و حامد در دوران تحصیل در دانشگاه با هم آشنا شدیم. ما سال آخری بودیم و حامد و دوستان، سال اولی. با این حال، چیز پدر سوختهای به نام «شعر» و «ادبیات»، فاصلههای نه چندان زیاد سنی را از میان برداشت تا هیچ حجابی میان آشنایان قدیم نباشد. با این هم، هرگز دو آبانی را دیدهاید که با هم خیلی سازگار باشند؟ حتمن نه. خب، هر کدام خلق و خوهایی داشتیم و داریم، ولی هرگز از هم دور نیافتادهایم.
«یک مرد بیستاره آبانی»، نخستین مجموعه شعرش بود که نشر تهران صدا در سال 1379 منتشر کرد. این مجموعه، شعرهای سال 1374 تا 1379 وی را در قالبهای غزل، مثنوی، چهارپاره، نیمایی، سپید، دوبیتی و رباعی در برمیگرفت. خودش میگوید: «دل خوشی از این کتاب ندارم... حسی که تمام پدیدآورندگان نسبت به کار اولشان دارند ... گرچه این کتاب در زمان خود جایزهای هم گرفت و به زبان عربی ترجمه شد و در جشنواره کتاب فرانکفورت شرکت کرد، اما فکر می کنم بیشتر توجه به سن کم شاعر در هنگام سرودن اشعار و چاپ کتاب (14 تا 19 سالگی) جلب شده بود تا سطح خود کارها... صفحههای زیادی نیز از این کتاب در موقع چاپ، جرح و تعدیل شده و مجوز نگرفت که این نیز به افزایش سرخوردگی شاعر کمک زیادی کرد».
کتاب دوم حامد، دروغهای مقدس نام دارد که در 115 صفحه گرد آمده است. چهار صفحه هم پینوشتهای شعرهایش هست از بس که استعاره و تلمیح و کنایه به کار برده و اینها را بدون ارجاع نمیتوان دریافت. آخر کتاب هم سپاسنامهای است از دوستانی که وی را در این کتاب همراهی کردهاند.
برای حامد عزیز، روزگارانی سرشار از عشق و شعر آرزومندم و انتشار کتابش را از صمیم قلب شادباش می گویم. شعر «یوسف» را از این مجموعه با هم میخوانیم.
«آدمکشی، شکل نهاییِ سانسور است.»
جرج برنارد شاو
یوسف
دو ظرف اسپاگتی و بیف استراگانف
دو بطریِ لیموناد ، میهمان نوازیِ سُف ـ
ره ای که بر تن عریان میزتان پهن است
و بعد بوسه و وقت مناسبی تا گُف ـ
تِگو کنید و حرف نگفته ای بزنید :
همینگوی ، لورکا ، داستایوفسکی و چخوف
طنین گریه ی او بعدِ مرگِ اوفلیا
طلوع چشم تو در چشم میشل استراگف
طناب خونی و حلقوم صوراسرافیل
غروب مجلس در توپخانهی لیاخوف ....
***
صدای توپ ! نه ! با گریه می پری از خواب
تویی و سلول انفرادی تو که قُف ـ
لِ محکمی به در زنگ خورده اش وصل است
و پشت در دو نگهبان پیر خُر ... خُر ... پُف
و ظرف آشت را پشت در گذاشته اند
صدای پای نگهبان که توی ظرف تو تُف ـ
دوباره می کند و فاتحانه می خندد
تو میله ها را هی دست می کشی آشُف ـ
ته فکر می کنی اینجا کجاست ؟ یادت نیست
گلوله بود و تنِ کوی و دست آخر جُف ـ
تِتان اواسط آن تیرماه اسیر شدید ...
***
و بامداد «در اینجا چهار زندان است»
و چار تک تیرانداز و لولهی سیمونُف
اسیر کوه خدایان نشو پروموتئوس
دوباره منت این سنگ را نکش سیزیف [1]
فرار کن ، تن دیوار را برو بالا
و بعد پر بزن از سیم خاردار که کُف –
رِ این هیولا را در بیاوری چون پیش
و خواب نقره ای شاه برف را آشُف –
تِه کرده بر سر این زال ها تبر بزنی
و شرمگین نشوی مثل راسکول نیکُف ...
***
نرفته چند قدم روی خاک می افتی
و دست سرباز و ماشهی کلاشینکف
به خواب چشم تو پر نور می شود یعقوب
به مرگ خواب تو تعبیر می شود یوسُف ....
تابستان هشتاد و شش
[1]- با کسر (ی) آخر صحیح است . حسین منزوی نیز در غزلی از کتاب «با سیاوش از آتش» سیزیف را با (ی) آخر ساکن آورده است.
نشانی وبلاگ حامد ابراهیمپور این است:
http://doroghhayemoghadas.persianblog.ir/
در این نشانی هم میتوانید نقدهایی را ببینید که بر این مجموعه نوشته شده است:
ره آورد شب هشتم شب های کابل:
نقد کارنامه خالد نویسا و رونمایی کتابهای حسین فخری و رهنورد زریاب
دبیرخانه شب های کابل: شب هشتم از سلسله شبهای کابل با نقد و بررسی کارنامهی ادبی خالد نویسا و رونمایی مجموعه داستان خروسان باغ بابر نوشتهی حسین فخری و مجموعه داستان زیبای زیر خاک خفته گزینه داستانهای رهنورد زریاب برگزار شد.
شبهای کابل که معمولاً در پنجشنبهی پایانی ماه برگزار میشود، این نوبت نیز با حضور چهرههایی چون: دکتر عسکر موسوی، حسین فخری، محمد حسین محمدی، عباس آرمان، جواد سلطانی، علی امیری، منیژه باختری، سیدفریدون ابراهیمی، غلامحیدر یگانه، عبدالشکور نظری، محمود جعفری، تقی اخلاقی، محمدواعظی، احمدضیا رفعت، محمدعرفانی، کاوه جبران، سهراب سامانیان و دیگر اهالی فرهنگ و رسانههای صوتی و تصویری کابل و با گردانندگی داستاننویس جوان رضا ابراهیمی در تاریخ 27 حمل 1388 برگزار شد. در این برنامه حسین فخری، محمدحسین محمدی و عباس آرمان به نقد و بررسی کارنامهی ادبی خالد نویسا پرداختند.
حسین فخری به عنوان سخنران اول برنامه آرا و نظراتش را بر محور داستان کوتاه «تصورات شبهای بلند» نویسا عرضه کرد. وی ضمن بیان این نکته که «این داستان به گونهی نامتعارف روایت میشود و داستان ترسناکی است. داستانی که در آن شخصیت داستانی از انسانهای پیرامون خود میبرد. اسیر هیولا «گوریل» میگردد و وحشت پایا و نفرتانگیز به ما میبخشد،» به طرح این سوال پرداخت که «آیا این وحشت صرفاً برای وحشت خلق شده است؟ اگر چنین نیست، نویسنده چرا این همه برشاخ و برگ هیولا میافزاید؟ به سخن دگر آیا این وحشت سهمی در درونمایهی داستان دارد؟ آیا وحشت از مفهومی برخوردار است؟» فخری در ادامه با موشکافی داستان، ضمن بیان اینکه: «خالد نویسا با استفاده از فرم داستان، مجالی برای اندیشیدن و حرف زدن دربارهی واقعیتهای اجتماعی تاریخی یافته است. روایت راوی با تفکرات ذهنی و اوهام او درمیآمیزد و رنگی درونی و خیالی مییابند.» او به پرسش اینگونه پاسخ داد: «خالد نویسا با نشان دادن انسان مضطرب و گیر افتاده در لایههای رمزآمیز واقعیت، فضایی رویایی و کابوسمانند ایجاد میکند که نشانگر ابعادی از هستی امروز ماست. نویسنده نشان میدهد که چگونه راوی در پنجهی دهشتهای عظیم اوضاع سیاسی وجنگ اندکاندک فردیت خویش را از دست میدهد و خرد وخمیر میگردد. محیطی که وصف میکند، علیالخصوص در نظر کسانی که از آن فاصله داشته باشند، محیطی است بسیار غریب؛ اما نویسنده با ارایهی نمادهای نسبتاً آشکاری ازقبیل «شاخ کشیدن در ماه ثور، قطع و صدور مخفیانهی جنگلات، گریختن از باغ وحش، بسته شدن دانشگاهها، جنگ کوسوو، بمباردمان شدید کابل، بیبرقی، سرقت تابلوها و اسناد تاریخی شوهر عمه، گیتار شکسته» کاری میکند که به توضیح تجارب شخصی ما و آسانیابی و حتا افشاگری داستان مساعدت کند. نویسنده با استفاده از شیوهی اول شخص به خواننده امکان میدهد با چشمان مرد دیوانه بنگرد و فعالیتهای ذهن وی را با وضوحی که ایجاد آن با توسل به هیچ شیوهی دیگری ممکن نبود، دریابد، خواننده دهشت مرگباری را که وجود راوی در پنجه ی آن است به خوبی احساس میکند.»
فخری اعتقاد دارد که «خالد نویسا در داستان «تصورات شبهای بلند» به طرزی اجتنابناپذیر به یکسو میگراید. فزون از اندازه درونگراست و اغلب در زوایای اعماق شخصیت غور میکند و جهان بیرون را مورد عنایت چندانی قرار نمیدهد. گاهی عناصر خودآگاه بر نویسنده چیره میشوند و او را با امواج خروشان خویش به جلو میرانند و موقعیت پوچی میآفریند که فاجعهی زندهگی از درون آنها سر بر میکشد.» وی در ادامه با یادآوری اینکه «نکتهی مهم در این داستان، تنشهای روانی و درونی راوی و پرداخت صحنه به صحنه است» و «خالد نویسا دراین داستان پابندی بدون چون و چرا به مدرنیسم دارد. به آشناییزدایی متوصل میگردد و از تکنیکهایی سود میجوید تا جهان متن را به چشم خوانندهگان بیگانه بنمایاند.» ایرادهای وارد بر داستان تصورات شبهای بلند این چنین بر میشمارد: «1) طرح داستان فاقد چارچوبی منسجم و روابط منطقی میان شخصیتها و وقایع و رخدادهای داستانی است، 2) گهگاهی جنبهی تعقلی رنگ میبازد و خرافه بر آن غلبه مییابد، 3) چند جا توصیف گزارشگونه میگردد.» فخری در پایان اظهار داشت که «نویسنده در این اثر غالباً از توصیف و روایت مستقیم بهره میجوید. کمتر نشان میدهد و بیشتر توضیح میدهد. حوادث در داستان خطی و فصلی و گهگاهی بیربط و پراگنده است. ماجراهای داستان پیوند زنجیرهیی با یکدیگر ندارند و یا کمتر دارد.»
سخنران دوم برنامه عباس آرمان بود. آرمان به گفتهی خودش با نگاه از زاویه خاص و تکنیکیتر به داستانهای کوتاه کتاب فصل پنجم و بررسی نثر در داستانهای نویسا سخنرانیاش را عرضه کرد. آرمان با بیان اینکه «مهمترین ویِژگی یک داستان کوتاه خوب، نثر آن داستان است و نثر در داستان همان واسطه یا فاصلهای است که یا باید از میان مخاطب و ماجراها برخیزد یا باید آنقدر کوتاه و شفاف شود که مخاطب وجود آن را حس نکند و از ورای آن بتواند به راحتی به تماشای حقیقت که همان ماجراهاست، بپردازد.» با نقل بخشهایی از متن داستان فصل پنجم با یاد«وری مواردی چون: به کار بردن جملات کوتاه و بدون دستانداز، وجود تصاویر به یاد ماندنی در برخی از داستانها، وجود ردپای قضاوت نویسنده در داستان، نبود نثر پخته، مستقیمگویی، توصیف دور از ذهن، تکلف در نثر، زیادگویی، کهنگی سوژه، استفاده از جملات بلند را در برخی دیگر از داستانها از ضعفهای عمده کار نویسا برشمرد. وی در پایان با بازخوانی اولین بند از داستان فصل پنجم به عنوان نمونه، ابراز داشت: «خالد نویسا راه خود را به طرف دستیابی به یک نثر خوب یافته است.»
آخرین سخنران محمدحسین محمدی، مدیر خانه ادبیات افغانستان بود. وی ضمن خوشآمدگویی به حاضران سخنان خود را با استناد به این گفتهی هنری جیمز که «حادثه چیست؟ جز نشان دادن شخصیت.» و سید فیلد: «ماجرا همان شخصیت است.» داستان را در کل به دونوع داستانهای ماجرایی یا ماجرامحور و داستانهای شخصیتی یا شخصیتمحور دستهبندی کرده و ابراز داشت: «شخصیت جان داستان است. ماجرا از یک شخصیت آغاز و به او ختم میشود. درواقع شخصیت ماجرا و ماجرا شخصیت را به پیش میبرد.» او تأکید کرد: «در داستاننویسی امروز ومدرن برخلاف ماجرا، شخصیت و شخصیتپردازی مهمتر است و نویسندهگان توجه بیشتری به آن دارند و ادبیات داستانی جدی بیشتر به سمت داستانهای شخصیتی روی آورده است. در داستانهای کلاسیک شخصیت مهمترین عنصر داستان بود و هست. و در داستانهای مدرن اگر شیوههای روایی داستان بسیار اهمیت یافته، اما نتوانسته شخصیت را از میدان بدر کند و تکنیکهای روایی نیز با توجه به شخصیت راوی شکل میگیرد. حتا تکنیکهای داستان نیز متأثر از شخصیت داستان است. اینگونه است که شخصیت را نمیتوان از داستان جدا کرد.»
او در ادامه افزود: «برخی ماجرا به معنای اتفاقهای مهم میگیرند اما در داستاننویسی مدرن که از هنری جیمز آغاز شد حتا دست روی میز گذاشتن شخصیت نیز یک اتفاق داستانی است.» او با توجه به آنچه ابراز داشت اضافه کرد: «در داستانهای خالد نویسا نیز به شخصیت توجه خاصی شده است. نویسا با دیدی کلاسیک به داستان قلم میزند و همانطور که گفته شد در داستانهای ماندگار کلاسیک نیز این شخصیتها هستند که داستانها را ماندگار کرده است. بینوایان ویکتور هوگو. آرزوهای بزرگ چارز دیکنز و بابا گوریو و..... در داستانهای خالد نویسا نیز شخصیتهای ماندگاری مانند آقامیرزا در داستان خوب لکه، پاچا در داستان اگنه اپیسنا، صادق در داستان آه و هاجرو در داستان فصل پنجم را خلق کرده است.»
در پایان باید گفت شب خالد نویسا با همکاری نهادهایی چون: مؤسسه تعاون، انجن قلم افغانستان، آکادمی هنر و علوم سینمایی، شبکه تلویزیونی نگاه و مؤسسه فرهنگی ـ اجتماعی سراج، در سالن اجتماعات دانشگاه کاتب برگزار شد.
هشتمین شب از «شب های کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی «خالد نویسا»؛ داستان نویس معاصر افغانستان می پردازد.
شب هشتم «شب های کابل» با سخنرانی آقایان حسین فخری، عباس آرمان و محمدحسین محمدی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج شنبه 27 حمل 1388 در سالن اجتماعات مؤسسه کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار می شود.
خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون، آکادمی هنر وعلوم سینمایی و مؤسسه کاتب، برگزار می کند.
شب هفتم شب هاي كابل كه به نقد و بررسی كار هاي سيد ضيا قاسمي اختصاص داشت، روز پنج شنبه 3 حوت در سالن اجتماعات موسسه كاتب برگزار شد. گردانندگي برنامه را خالده فروغ به عهده داشت.
ضیا قاسمی، نخستین مدیر خانه ادبیات افغانستان بود که تاکنون دو مجموعه شعر از وی به چاپ رسیده است. گزیده شعر نیستان از مجموعه ادبیات معاصر و باغ های معلق انگور آثار وی به شمار می روند.
همايش ماهانه «شبهای کابل» راخانه ادبيات افغانستان، با همکاري انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگي و اجتماعي سراج، تلويزيون نگاه، مؤسسه تعاون، آکادمي هنر و علوم سينمايي و موسسه كاتب برگزار ميکند.
در این برنامه، دو كتاب هاي تازه منتشرشده خانه ادبیات افغانستان، چهارشنبه آخر نوشته تقي واحدي داي پولادي و بناي يادبود دموكراسي اثر عبدالواحد رفيعي رونمایی شد.
چهارشنبه آخر مجموعه داستاني است تازه از تقي واحدي. در اين مجموعه 15 عنوان داستان كوتاه در 108 صفحه گرد آمده است. از تقي واحدي، داستان نویس جوان و فعال کشور چند مجموعه ديگر نيزانتشار يافته است. خصوصيت داستان هاي واحدي در نثر و رويكرد اجتماعي آن ها مي باشد.
خانه ادبیات افغانستان چند ماه پیش، آشار عبدالواحد رفيعي را منتشر کرد و اکنون بنای یادبود دموکراسی را با 78 صفحه و 13 عنوان طنز به بازار روانه کرده است. رفيعي يكي از استعداد هاي خوب در عرصه طنز به حساب مي آيد. نقطه بارز در كار هاي رفيعي اين است كه وي داستان و طنز در ارتباط وثيق باهم قرار داده است. داستان ها از رگه خوب طنزي برخوردار است و طنز هايش با طرح داستاني به پيش مي روند.
با بررسی کارنامه ادبی و پژوهشی عباس آرمان
شب ششم شبهای کابل برگزار شد
ششمین شب از «شبهای کابل»، به نقد و بررسی کارنامه ادبی «عباس آرمان»؛ داستاننویس و فیلمنامه نویس معاصر افغانستان پرداخت.
شب ششم «شبهای کابل» با گردانندگی عبدالشکور نظری؛ شاعر جوان کشور و صاحب مجموعه شعر «خیابانهای سرگردان» آغاز شد. محمدتقی اخلاقی؛ نویسنده و فعال فرهنگی، نخستین سخنران این شب بود که در بخشی از سخنانش گفت: «در تمام آثار عباس آرمان به شمول داستانهای کوتاه و دراز و فیلمنامهها، ردپای دو دغدغه را میتوانیم بیابیم: یکی، سنت و دیگری، مهاجرت. سنت؛ شامل رسمهای رسیده از گذشته و اغلب پیوسته با خرافات و گره خورده با باورهای دینی است و مهاجرت همان آوارگیها و محرومیتها و دوری از وطن است».
اخلاقی در ادامه افزود: «اصولا آرمان به نوع روایتهای سیال تمایل زیادی نشان داده و گه گاه نیز راوی را تبدیل کرده است که همه نشانههایی از تمایل آشکار آرمان به تلاش برای ابتکار و تجربههای جدید در روایت داستان هستند».
این نویسنده درباره نقش دین در کارهای عباس آرمان چنین بیان داشت: «دین در زندگی آدمها، جلوههایی خوشایند و نفرتانگیز می یابد و در عین حال نشان میدهد که ماندنی است و ریشههای عمیقش از دل و جان آدمها، پاکناشدنی. آرمان موفق شده تا گرههای کوری را نشان بدهد که هر روز ما با آن ها مواجهیم و از خرافات و سنتهایی برایمان بگوید که طی قرنها به گرد دین پیچیدهاند و اکنون تفکیکناشدنی جلوه میکنند».
اخلاقی، داستانهای «خیال»، «به علت تعمیرات تعطیل است»، «دیدار»، «همیشه مسافر» و «گریهکنان فاتحه میخوانم» را داستانهایی با درونمایههای عاشقانه خواند که اغلب ناکام میمانند و به جایی نمیرسند. به گفته وی، داستانهای «وطن»، «خواستگاری»، «دو ابرک سفید»، «من افغانی نیستم» و «ایستادگاه» نیز به مهاجرت و بیچارگی های حاصل از جنگ میپردازد.
اخلاقی با بیان این نکته که نثر آرمان در طول سالها، نثری ثابت و کم تغییر بوده است، برخی ویژگیهای این نثر را چنین برشمرد: جملهبندیهای کوتاه و تلگرافی؛ نثر ساده و همه فهم و استفاده نکردن از واژههای سنگین و ترکیبهای پیچیده؛ استفاده از واژهها و ترکیبهای خاص و جذاب.
این سخنران درباره جایگاه زن در کارهای عباس آرمان چنین گفت: «زن در کارهای آرمان، زنی واقعی است. شخصیتهای اصلی عباس آرمان در کتابهای «پشت پلک ثریا» و «گلهای سیاه» اغلب مردند. و زنها اغلب نقشهایی حاشیهای و بسیار گذرا دارند. اما در کتاب «هزارمین شب ثریا» بر خلاف دو کتاب دیگر، تقریبا تمام شخصیتهای اصلی، زن هستند. از این رهگذر، بین کتاب سوم آرمان و کتاب نخست و دوم، تفاوت عمیقی مشاهده میشود. نویسندهای که در دو کتاب نخستش، زنها را به داستاهایش راه نمیدهد و مرتب آنها را به حاشیه میراند، به یکباره در کتاب سوم، از درد و رنجهای زنان و مظلومیت و معصومیتشان روایت میکند و فریاد دادخواهی برمیآورد و به فمینیستی پرشور نزدیک میشود. ممکن است این را به یک تغییر نگرش در طول کارهای عباس آرمان تعبیر کنیم و تجربه های جدید در فکر آرمان بنامیم».
در ادامه برنامه، محمدجواد سلطانی؛ استاد دانشگاه کاتب، آثار آرمان را از منظر جامعهشناختی ادبیات بررسی کرد. وی در آغاز سخنانش، درباره تفاوت جامعهشناسی ادبیات و جامعهشناسی ادبی سخن گفت. آنگاه جنگ، آوارگی، زنانگی، از خودبیگانگی و پدرسالاری را از مهمترین موضوعهای داستانهای آرمان برشمرد. سلطانی با تبیین این نکته که هیچ متنی نمیتواند منفک و منتزع از واقعیت باشد، این پرسش را مطرح کرد که آثار عباس آرمان به عنوان یک متن با واقعیتهای امروز افغانستان چه نسبتی دارد. وی پیش از پاسخگویی به این پرسش، سطوح گوناگون واقعیت را برشمرد و با تقسیم واقعیت به واقعیت ابژکتیو و سابژکتیو، واقعیتهای عینی افغانستان همچون جنگ، آوارگی، تضادهای قومی و فرهنگی، فقر، تبعیض، نابرابری و خودکامگی سیاسی را در سه مقوله انحطاط، بنبست و شکست دستهبندی کرد.
استاد دانشگاه کاتب در سخنانش گفت: «در کنار هم قرار گرفتن سه مفهوم انحطاط، بنبست و شکست میتواند تا حدودی تصویری از سیمای امروزین ما را فراهم کند. واقعیتهای افغانستان در آثار آرمان نه به سوژهای برای تفکر بدل شده است و نه به بخشی از تجربه زیسته شده راوی. به همین دو دلیل، تماس این آثار با واقعیتهای گفته شده بسیار اندک است. در نگاه آرمان، پدیدههایی مثل بنبست، شکست و انحطاط، پیشاپیش طبیعی انگاشته شده و هیچگاه چونان امر تاریخی و قابل پرسش جلوه نکرده است. تفکر در مورد یک پدیده، طبیعتزدایی از آن پدیده است». سلطانی در پایان با نقل گفتهای از ژان پل سارتر، اظهار امیدواری کرد که ادبیات افغانستان آینه واقعیتهای زمانه باشد و زمانه ما با ادبیات رهبری شود.
رضا ابراهیمی؛ داستاننویس، حقوقدان و سردبیر نشریه «فرخار»، سومین سخنران این برنامه بود که به بررسی و نقد آثار آرمان پرداخت. این داستاننویس، آرمان را یکی از پرکارترین نویسندههای کشور خواند و فضای مهاجرت و فضای بومی افغانستان را دو فضای حاکم بر داستانهای او خواند. سردبیر فرخار، برخورد ذهنگرایانه را یکی از ویژگیهای داستانهای آرمان دانست و گفت: «مونولوگ یا گفتوگوی درونی شخصیتها باید نشانههای ذهنی داشته باشند.
عباس آرمان در سال 1356 خورشیدی به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در سال 1376 تمام کرد. بعد از آن به طور جدی وارد عرصه داستان نویسی شد. اولین داستانهای کوتاهش در سال 1372 در دفتر ادبیات افغانستان نقد شد و بعد از آن این داستانها در نشریات مهاجرین ایران مانند گلبانگ، هفته نامه وحدت، ماهنامه امین و ... به چاب رسید. تاکنون نزدیک به صد داستان کوتاه، سه رمان و چندین فیلمنامه کوتاه و بلند نوشته است.
آثار آرمان عبارتند از:
یک ـ مجموعه داستان پشت بلک ثریا/ نتشارات عرفان/ تهران.
دو ـ مجموعه داستان هزارمین شب ثریا/ با حمایت مالی "بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی افغانستان/ کابل.
سه ـ مجموعه داستان میوه ای به نام انگور (آماده چاپ).
چهار ـ رمان گلهای سیاه/ کابل.
پنج ـ رمان بریماه من کجاست؟/ پاورقی شده در "به سوی فردا".
شش ـ رمان کابل، ساعت جنگ (آماده چاپ).
هفت ـ فیلمنامه سنگباران.
هشت ـ فیلمنامه خانه دور است.
جوایز ادبی و سینمایی که آرمان به دست آورده است، عبارتند از:
یک ـ در سال 1384، مجموعه داستان "پشت بلک ثریا" در مسابقه سالانه ادبیات داستانی وزارت اطلاعات به مقام دومی دست یافت.
دو ـ در سال 1385 ، رمان "گلهای سیاه" در همین مسابقه به مقام اول رسید.
سه ـ در سال 1386 ، مجموعه داستان "هزارمین شب ثریا"، مقام دوم مسابقه ادبیات داستانی وزارت اطلاعات و فرهنگ را از آن خود کرد.
چهار ـ در سال 1387 ، فیلمنامه "خانه دور است" در مسابقه فیلمنامهنویسی دفتر سازمان ملل متحد در کابل شرکت کرد و برنده شد.
شب ششم «شبهای کابل»، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه سوم جدی 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار شد. در این برنامه، همچون برنامههای گذشته، بیش از صد تن از فرهنگیان و علاقهمندان به ادبیات، شرکت کرده بودند. خانه ادبیات افغانستان، همایش ماهانه «شبهای کابل» را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر و علوم سینمایی برگزار میکند.
خانه ادبیات افغانستان برگزار میکند:
داستاننویسی «عباس آرمان» در بوته نقد
دبیرخانه شبهای کابل:
ششمین شب از «شبهای کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی «عباس آرمان»؛ داستاننویس معاصر افغانستان میپردازد.
شب ششم «شبهای کابل» با سخنرانی آقایان محمدجواد سلطانی، محمدتقی اخلاقی و رضا ابراهیمی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه سه دلو 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار میشود.
خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار میکند.
شب پنجم «شبهای کابل» با سخنرانی سلطانسالار عزیزپور؛ شاعر، نویسنده و فعال فرهنگی درباره کتاب پژوهشی محمود جعفری به نام «شعر سپید چیست؟» آغاز شد. عزیزپور در ابتدای سخنان خود گفت: «محمود جعفری پیش از آنکه شاعر باشد، پژوهشگر و نویسنده به مفهوم عام آن است که بر دغدغههای زمان و نیاز زبانش واقف است؛ دغدغهها و پرسشهایی که شب و روز ما را در حصار خود دارد و از دادن پاسخ به آنها بر خود میلرزیم و از پرسشهای بی پاسخ آن. جعفری در این اثر، از زمینههای تاریخی میآغازد و به مبانی شعر سپید میرسد. به دنبال آن، در پی توضیح جایگاه وزن در شعر سپید و مباحثی همچون شگردها و تکنیکهای شعر، تقابل شعر و دستور، قالبشکنی شاملو، اهداف شاملو، شعر سپید در افغانستان، کلمهشناسی در شعر و نمونههای شعر سپید در افغانستان است».
این شاعر و نویسنده معاصر درباره کتاب «شعر سپید چیست؟» چنین بیان داشت: «با وجود اینکه جعفری خواسته است با نوشتن این کتاب، به همه پرسشها و دغدغههایش اندر باب شعر پاسخ بگوید، ولی ردیف انبوهی مباحث مختلف، نظم و انسجام منطقی این اثر را در بخشی از موارد بر هم زده است و خواننده اثر را در میان حجم مطالب پراکنده، سرگردان میسازد. بهتر بود مباحث مختلف این اثر در آثار جداگانه، دستهبندی و تدوین میشد و در جزوههای مستقل به چاپ میرسید. نکته دیگری که از نارساییهای کتاب به شمار میرود، در بخش معرفی سپیدسرایان افغانستان متبارز است. در معرفی سپیدسرایان بهتر بود نویسنده از تعارفها میکاست و بر تأملات میافزود؛ زیرا جای کلی داوریهایی همچون: «از چهرههای برجسته و مطرح شعر معاصر افغانستان میباشد»، «در قالبهای مختلفی درخشیده است»، «خلاقیتهای فکری و ذهنی او در آثارش موج میزند» و مانند آن در این اثر پژوهشی نیست».
عزیزپور در ادامه سخنانش افزود: «اگر گزیدهمتننویسانی نداریم که بر ژرفنا و پنهان تاریخ و جغرافیای فرهنگیمان به وسعت جغرافیای انسانیمان اثرگذار باشند، کم و بیش کوشندگانی داریم که در اوجی از فقر مادی و فرهنگستیزیهای اولیای امور، دست از سرایش و پژوهش برنمیدارند. بدون تردید، یکی از کوشندگان و چراغداران فرهنگ و ادب کشورمان، محمود جعفری است».
در ادامه برنامه، احمدضیا رفعت؛ شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه کابل و فعال فرهنگی و اجتماعی، مجموعه شعر «پروازهای منحنی» را نقد و بررسی کرد. وی در بخشی از سخنانش گفت: «با آنکه شاعر از عناصر محدود طبیعت، برای بیان خیالهایش استفاده میکند، ولی توانسته است به راحتی، آنچه را میخواهد، بیان کند. با این هم، اگر شاعر از دایره فراختر عناصر خیالساز کار میگرفت، میتوانست به کلام خود تنوع بیانی ببخشد».
رفعت، ترکیبهایی مانند چاشتخیز، دندانخنده، خونغروب و شبحلوا را از ابتکارهای این مجموعه برشمرد. با این حال، کاربرد برخی واژگان مهجور یا واژگان وابسته به لهجههای ویژه را مایه لغزش شاعر در برقراری ارتباط اثرگذارتر با خواننده دانست.
محمدصادق دهقان؛ شاعر، نویسنده و استاد دانشگاه کاتب، سومین سخنران این برنامه بود که به بررسی و نقد مجموعه هایکووارههای «عطر لیمو» پرداخت. سخنان وی در چند بخش سامان یافته بود که عبارت بودند از: پیشینه شعر کوتاه پارسی از گذشته تا روزگار معاصر، قالبهای محلی شعر کوتاه، هایکوشناسی، چیستی هایکو، هایکوی سنتی، هایکوی مدرن، ساختارشناسی هایکو.
دهقان درباره پیدایش شعر کوتاه مدرن پارسی و هایکوواره چنین بیان داشت: «شعر کوتاه پارسی در روزگار معاصر ما با شعرهاي دفتر «ماخ اولا»ي علی اسفندیاری (نیما یوشیج)؛ پدر شعر نو پارسی، آغاز شد و جریان اصلی «شعر كوتاه» با برگردان هايكوهاي ژاپني به صورت باواسطه، از روي ترجمههاي انگليسي و آلماني به زبان پارسی، در دهه چهل خورشیدی در ايران، رخ نمود. در اصل، سهراب سپهري در گام نخست، دريچه هايكو را به روی ما گشود. با این حال، گام اساسی را احمد شاملو برداشت که با همكاري حسن فياد، دوازده «شعر كوتاه» ژاپني را با عنوان «ترانههاي سرزمين آفتاب» ترجمه کرد و در سال 1352 در كتاب «همچون كوچهاي بيانتها» به چاپ رساند».
این منتقد ادبی درباره کوشش شاعران و نویسندگان افغانستان برای معرفی هایکو در کشور افزود: «حضرت وهريز و برنا کریمی با ترجمه هايكوي ژاپني به زبان پارسی دري در این زمینه کوشیدهاند. در این اواخر، ترجمهای از برنا کریمی چاپ شده است. تلاش برای هایکو در افغانستان با نشر مجموعه محمود جعفری به نام «عطر لیمو» وارد قلمرو تازهای میشود. از دیگر کسانی که در افغانستان برای ترجمه هایکو و سرایش هایکوواره تلاش میکند، به آذریون متین باید اشاره کرد. به جز اینها، در افغانستان، سرایش شعر کوتاه، نه با هدف ایجاد و گسترش شعر کوتاه، بلکه به صورت غریزه شاعرانه، در سرایش آن وجود داشته است که رد آن را در آثار نوسرایان و سپیدسرایان میتوان جست. با این حال، چون در راستای سرایش شعر کوتاه نبودند، کارشان را نمیتوان کوتاهسرایی دانست. کوتاهسرایان بسیاری نیز هستند که بدون اثرپذیری کامل از هایکو به راه خود ادامه دادهاند و میدهند. گروهی دیگر از هایکو اثر پذیرفتهاند، ولی هنوز راه و رسم هایکووارهسرایی را نمیدانند و تنها در کنج خلوت نوشتهها و گفتههایشان، خود را مدعی آفرینش هایکوواره میدانند. به طور کلی، هیچکدام از اینان را نمیتوان هایکووارهسرا نامید».
دبیر «شبهای کابل» در ادامه سخنانش، با بررسی ساختار واژگانی، ساختار بیرونی و ساختار درونی این اثر، به نکتههای فنی آن اشاره کرد و گفت: «با وجود برخی مشکلات ساختاری مانند تکراری بودن مضمونها، شتابزدگی در پردازش مضمون، سادگی زیاد، گنجاندن دلمشغولیهای شعر سپید در این قالب، مبهم بودن بیدلیل و شعاری شدن برخی مفهومسازیها، انتشار این کتاب در قلمرو زبان پارسی، تجربه تازه، متفاوت، نوآورانه و جسارتمندانهای است».
محمود جعفری، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار، پژوهشگر و فعال فرهنگی سالهاست در قلمرو فرهنگ و ادب پارسی تلاش میکند و مجموعههای پژوهشی «آموزش شعر»، «راهنمای نویسندگی» و «شعر سپید چیست؟» از او به چاپ رسیده است. به جز آن، «پروازهای منحنی»، نخستین مجموعه شعر وی به شمار میرود. هم اکنون دو مجموعه شعر، یک مجموعه گردآوری شعر و سه اثر پژوهشی از جعفری آماده چاپ است. او در طول این سالها، سه دیپلم افتخار از وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به دست آورده است. جعفری گردانندگی چند برنامه ادبی را نیز در رادیوهای افغانستان بر عهده دارد.
شب پنجم «شبهای کابل»، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه 28 قوس 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار شد. در این برنامه، همچون برنامههای گذشته، بیش از صد تن از فرهنگیان و علاقهمندان به ادبیات، شرکت کرده بودند. خانه ادبیات افغانستان، همایش ماهانه «شبهای کابل» را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار میکند.
شب چهارم «شبهای کابل» با گردانندگی آصف آشنا، شاعر جوان کشور آغاز شد. در این برنامه، آقای محمدافسر رهبین؛ شاعر و نویسنده درباره ساختار کلی شعرهای بانو فروغ گفت: «چگونگیِ آگاهی از هستن و نیستن که تعریف کلی از هنر و به گونه ویژه از شعر به دست میدهد، خیلی روشن در آثار خالده فروغ بازتاب یافته است. خالده فروغ با آگاهی و شناخت جامع از پدیدهها و رخدادهای اجتماعی، در پی نشان دادن واقعیتها برمیخیزد. خالده در سرایش شعر، بی آنکه در قید نظمبندی فنی افتاده باشد، صمیمانه با شعر میآمیزد. خالده در سرودههای خود از نیمایی تا سپید را به تجربه برخاسته و در همه گونههای شعر (اوزان کهن، اوزان نیمایی، سپید) نمونههای موفق و زیبا ارایه داده است».
رهبین در بخش دیگری از سخنانش، سه محور مهمی را که شعر فروغ بر مدار آنها میچرخد، چنین برشمرد: «خالده فروغ به منظور تبیین جهانبینی خود در شعر، قاعدتا به سه عنصر مهم توجه نموده است: عشق و عرفان؛ اسطورهپردازی (دینی ـ تاریخی)؛ میهنستایی و سیاست. پیوند شعریِ خالده با عشق، از نوع نظام عشقخدایی است که پیشینیان شعر فارسی بیشترینه ارادتکیش و پیرو آن بودهاند. برخوردهای عارفانه با عشق ـ و هر از گاه در مفاهیم انتزاعی ـ شعر او را خصلت توجیهپذیری و معناگستری بیشتر میبخشد. از همین روست که سرودههای عشقی خالده با چشماندازهای سپهری و زمینی تعریفپذیر میباشند».
این منتقد ادبی درباره اسطورهپردازی و سیاستگرایی در شعر فروغ افزود: «اسطورهپردازی نیز یکی از جنبههای جالب شعر خالده فروغ را میسازد. خالده با استناد به شخصیتها و سیماها و قصههای تاریخی ـ قرآنی، تلاش ورزیده است کلامش را هویت دینی و فرهنگی ببخشد. فروغ در شماری از اشعار خود به سیاستگرایی پرداخته است. اما این سخن به هیچ وجه سیاسی شدن او در شعر را بیان نمیدارد. خالده با زیرکی تمام در حد تعادل به سیاستگری در شعر پرداخته است و به گونهای که از سرودههای او برمیآید، در برابر رخدادهای اجتماعی واکنشهای لازم ارایه داده است و هر از گاه با زبانی نمادین به توضیح وضعیت پرداخته است».
در میانه برنامه، آقای محمود جعفری؛ مدیر آموزش و پژوهش خانه ادبیات افغانستان، با اعلام اینکه برنامههای آموزشی خانه ادبیات به صورت نظاممند از ماه قوس آغاز میشود، به معرفی و رونمایی کتاب «شب که از پوستمان گذشت» پرداخت. این کتاب، دومین مجموعه شعری محمدصادق دهقان، شاعر معاصر کشور است که خانه ادبیات افغانستان آن را به عنوان دومین مجموعه از سلسله انتشارات خود در ماه عقرب به بازار نشر افغانستان روان کرد. «شب که از پوستمان گذشت»، 96 صفحه دارد و دربردارنده چهل شعر سپید از این شاعر است.
بانو محبوبه ابراهیمی، دومین سخنران شب چهارم بود که سخنش را با بررسی جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر افغانستان و مقایسه کلی آن با ادبیات ایران و تاجیکستان آغاز کرد. عضو بنیانگذار خانه ادبیات افغانستان، نقد کارنامه فروغ را در سه بخش زبان، تخیل و اندیشه سامان داد. او در بخش نخست سخنانش، انتخاب واژگانی و ترکیبسازی را از ویژگیهای شعر فروغ دانست. با این حال، به گفته وی، آوردن واژگان قدیمی تنها عامل در باستانگرایی نیست، بلکه همه عناصر زبان باید در خدمت ساختار آرکاییک قرار گیرد. ابراهیمی درباره ترکیبسازی فروغ گفت: «خالده، شاعر ترکیبسازی است و از این نظر، میان شاعران هموطن خود خاص و منحصربهفرد است. با این حال، مشکل او ساختن ترکیبهای سخت و زنجیردار و گاهی، در هم آمیختن نامتناسب ترکیب انتزاعی با تصویر مادی یا برعکس است». بانو ابراهیمی در زمینه نقش اندیشه در شعرهای فروغ، به مواردی مانند میل به شناخت و شناساندن خود، جستوجوی عشق، امیدواری، آرمانخواهی و محدود نبودن به زمان و مکان اشاره کرد. این شاعر و منتقد ادبی در پایان سخنان خود، با بررسی تیتروار آخرین مجموعه شعری فروغ به نام «همیشه پنج عصر» بیان داشت که خالده در این کتاب به ثبات زبانی رسیده است. با این حال، تخیل اندک، ترکیبسازیهای دشوار و از دست دادن لحن حماسی پیشین را از ویژگیهای این کتاب دانست.
آنگاه عبدالشکور نظری؛ شاعر و منتقد ادبی درباره ساختار کلی شعر فروغ گفت: «فروغ کوشیده است از محدودههای تعریف شده و خط قرمزهای موجود و چارچوبهای تنگ برآمده از دل سنت و تاریخ این مرز و بوم فراتر رفته و موجودیت خود را نه به عنوان یک زن، که به عنوان یک انسان آزاد، انتخابگر و مسئول، اعلام، تثبیت و تعریف کند. فروغ، یک زن است. انتظار آن است که احساسات و عواطف زنانه و زنانگی با توجه به تجربیات، شرایط و مسایل خاص آنان در کارنامه او رنگ و رونق بیشتری میداشت، هرچند که این یک حکم قطعی و حتمی نیست، ولی به هر حال، تبارزات و تظاهرات بیرونی عواطف و احساسات واقعی یک زن آن هم یک زن جهان سومی و افغانی، اگر طبیعی و بدون سانسور عرضه شود، نمیتواند ویژگی و مشخصات خاص خودش را نداشته باشد».
نظری با تقسیم کردن نقد کارنامه ادبی فروغ در دو بخش درونمایه و ساختار بیرونی، درباره درونمایه اشعار او چنین گفت: «فروغ از این زاویه، تلاش زیادی برای کشف فضاهای تازه فکری و پرورش مفاهیم و معانی جدید و مستند به جهانبینی و تجربیات ویژه به خرج نداده است و با ورود به جهان آثار او، شما این احساس را ندارید که در یک جهان باهویت، فضاها و عناصر خاص فکری گام گذاشتهاید». شاعر «خیابانهای سرگردان» در زمینه ساختار بیرونی شعرهای فروغ افزود: «فروغ در این بخش، تا حدودی موفق بوده است. آثار او از این جهت استحکام معمول را داراست. در کارهای کلاسیک او این استحکام و پیوستگی صوری و محتوایی در طول اثر یعنی محور عمودی و هم در عرض آن یعنی محور افقی بیشتر به چشم میآید. فروغ تا اندازه زیادی نسبت به استفاده از امکانات فنی، شگردهای زبانی، آرایهها و صور خیال بی توجه بوده است. زبان در کارهای سپید او ویژگیهای سبکی و فنی لازم را ندارد و از شگردهایی چون ایجاز، تکرار، ترکیبسازی، غرابت، باستانگرایی، حذف، جابهجایی جمله و غیره که به شعر سپید، امتیاز، تشخص، هویت و تأثیرگذاری خاص میبخشد، تهی است، هرچند که زبان در کارهای سپید او روانی، صمیمیت، تازگی و روزآمدی بیشتری دارد».
در پایان برنامه، بانو خالده فروغ در سخنان کوتاهی، تلاش خانه ادبیات افغانستان را در بنا نهادن «شبهای کابل» برای رواج دادن فرهنگ «نقد ادبی» در جامعه کنونی افغانستان، غنیمت بزرگی برای ادبیات دانست و پایداری این برنامه را آرزو کرد.
شب چهارم از شبهای کابل، با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه 30 عقرب 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب برگزار شد.
خانه ادبیات افغانستان برگزار میکند:
شب چهارم «شبهای کابل» همراه با «خالده فروغ»
دبیرخانه شبهای کابل:
چهارمین شب از «شبهای کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی بانو خالده فروغ؛ شاعر معاصر افغانستان میپردازد.
شب چهارم «شبهای کابل» با سخنرانی آقایان افسر رهبین و عبدالشکور نظری و بانو محبوبه ابراهیمی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنجشنبه 30 عقرب 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار میشود. به جز آن، قرار است دومین کتاب از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان در این شب رونمایی شود.
خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار میکند.