تبليغاتX
چنداول

نام کتاب: دروغ­های مقدس

شاعر: حامد ابراهیم­پور

ناشر: پرنده

نوبت چاپ: اول 1387

شمارگان: 3000 نسخه

حامد ابراهیم­پور، دانش­آموخته کارشناسی ارشد حقوق بشر، شاعر و نویسنده تهرانی است که اثر تازه­اش را به من هدیه کرد. من و حامد در دوران تحصیل در دانشگاه با هم آشنا شدیم. ما سال آخری بودیم و حامد و دوستان، سال اولی. با این حال، چیز پدر سوخته­ای به نام «شعر» و «ادبیات»، فاصله­های نه چندان زیاد سنی را از میان برداشت تا هیچ حجابی میان آشنایان قدیم نباشد. با این هم، هرگز دو آبانی را دیده­اید که با هم خیلی سازگار باشند؟ حتمن نه. خب، هر کدام خلق و خوهایی داشتیم و داریم، ولی هرگز از هم دور نیافتاده­ایم.

«یک مرد بی­ستاره آبانی»، نخستین مجموعه شعرش بود که نشر تهران صدا در سال 1379 منتشر کرد. این مجموعه، شعرهای سال 1374 تا 1379 وی را در قالب­های غزل، مثنوی، چهارپاره، نیمایی، سپید، دوبیتی و رباعی در برمی­گرفت. خودش می­گوید: «دل خوشی از این کتاب ندارم... حسی که تمام پدیدآورندگان نسبت به کار اولشان دارند ... گرچه این کتاب در زمان خود جایزه­ای هم گرفت و به زبان عربی ترجمه شد و در جشنواره کتاب فرانکفورت شرکت کرد، اما فکر می کنم بیشتر توجه به سن کم شاعر در هنگام سرودن اشعار و چاپ کتاب (14 تا 19 سالگی) جلب شده بود تا سطح خود کارها... صفحه­های زیادی نیز از این کتاب در موقع چاپ، جرح و تعدیل شده و مجوز نگرفت که این نیز به افزایش سرخوردگی شاعر کمک زیادی کرد».

کتاب دوم حامد، دروغ­های مقدس نام دارد که در 115 صفحه گرد آمده است. چهار صفحه هم پی­نوشت­های شعرهایش هست از بس که استعاره و تلمیح و کنایه به کار برده و این­ها را بدون ارجاع نمی­توان دریافت. آخر کتاب هم سپاس­نامه­ای است از دوستانی که وی را در این کتاب همراهی کرده­اند.

برای حامد عزیز، روزگارانی سرشار از عشق و شعر آرزومندم و انتشار کتابش را از صمیم قلب شادباش می گویم. شعر «یوسف» را از این مجموعه با هم می­خوانیم.

 

 «آدم­کشی، شکل نهاییِ سانسور است.»

جرج برنارد شاو

یوسف

دو ظرف اسپاگتی و بیف استراگانف

دو بطریِ لیموناد ، میهمان نوازیِ سُف ـ

ره ای که بر تن عریان میزتان پهن است

و بعد بوسه و وقت مناسبی تا گُف ـ

تِگو کنید و حرف نگفته ای بزنید :

همینگوی ، لورکا ، داستایوفسکی و چخوف

طنین گریه ی او بعدِ مرگِ اوفلیا

طلوع چشم تو در چشم میشل استراگف

طناب خونی و حلقوم صوراسرافیل

غروب مجلس در توپخانه­ی لیاخوف ....

***

صدای توپ ! نه ! با گریه می پری از خواب

تویی و سلول انفرادی تو که قُف ـ

لِ محکمی به در زنگ خورده اش وصل است

و پشت در دو نگهبان پیر خُر ... خُر ... پُف

و ظرف آشت را پشت در گذاشته اند

صدای پای نگهبان که توی ظرف تو تُف ـ

دوباره می کند و فاتحانه می خندد

تو میله ها را هی دست می کشی آشُف ـ

ته فکر می کنی اینجا کجاست ؟ یادت نیست

گلوله بود و تنِ کوی و دست آخر جُف ـ

تِتان اواسط آن تیرماه اسیر شدید ...

***

و بامداد «در اینجا چهار زندان است»

و چار تک تیرانداز و لوله­ی سیمونُف

اسیر کوه خدایان نشو پروموتئوس

دوباره منت این سنگ را نکش سیزیف [1]

فرار کن ، تن دیوار را برو بالا

و بعد پر بزن از سیم خاردار که کُف –

رِ این هیولا را در بیاوری چون پیش

و خواب نقره ای شاه برف را آشُف –

تِه کرده بر سر این زال ها تبر بزنی

و شرمگین نشوی مثل راسکول نیکُف ...

***

نرفته چند قدم روی خاک می افتی

و دست سرباز و ماشه­ی کلاشینکف

به خواب چشم تو پر نور می شود یعقوب

به مرگ خواب تو تعبیر می شود یوسُف ....

تابستان هشتاد و شش

[1]- با کسر (ی) آخر صحیح است . حسین منزوی نیز در غزلی از کتاب «با سیاوش از آتش» سیزیف را با (ی) آخر ساکن آورده است.

نشانی وبلاگ حامد ابراهیم­پور این است:

http://doroghhayemoghadas.persianblog.ir/

در این نشانی هم می­توانید نقدهایی را ببینید که بر این مجموعه نوشته شده است:

http://doroghhayemoghadas.persianblog.ir/page/4 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:49 بعد از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

ره آورد شب هشتم شب های کابل:

نقد کارنامه خالد نویسا و رونمایی کتابهای حسین فخری و رهنورد زریاب

 دبیرخانه شب های کابل: شب هشتم  از سلسله شب‌های کابل با نقد و بررسی کارنامه‌ی ادبی خالد نویسا و رونمایی مجموعه‌ داستان خروسان باغ بابر نوشته‌ی حسین فخری و  مجموعه‌ داستان زیبای زیر خاک خفته گزینه داستان‌های رهنورد زریاب برگزار شد.

شب‌های کابل که معمولاً در پنج‌شنبه‌ی پایانی ‌ماه بر‌گزار می‌شود، این نوبت نیز با حضور چهره‌هایی چون: دکتر عسکر موسوی، حسین فخری، محمد حسین محمدی، عباس آرمان، جواد سلطانی، علی امیری، منیژه باختری، سید‌فریدون ابراهیمی، غلام‌حیدر یگانه‌، عبدالشکور نظری، محمود جعفری، تقی اخلاقی، محمدواعظی، احمدضیا رفعت، محمدعرفانی، کاوه جبران، سهراب سامانیان و دیگر اهالی فرهنگ و رسانه‌های صوتی و تصویری کابل و با گردانندگی داستان‌نویس جوان رضا ابراهیمی در تاریخ 27 حمل 1388 بر‌گزار شد. در این برنامه حسین فخری، محمدحسین محمدی و عباس آرمان به نقد و بررسی کارنامه‌ی ادبی خالد نویسا پرداختند.

حسین فخری به عنوان سخنران اول برنامه آرا و نظراتش را بر محور داستان کوتاه «‌تصورات شب‌های بلند» نویسا عرضه کرد. وی ضمن بیان این نکته که «این داستان به گونه‌ی نا‌متعارف روایت می‌شود و داستان ترسناکی است. داستانی که در آن شخصیت داستانی از انسان‌های پیرامون خود می‌برد. اسیر هیولا «گوریل» می‌گردد و وحشت پایا و نفرت‌انگیز به ما می‌بخشد،» به طرح این سوال پرداخت‌ که «‌آیا این وحشت صرفاً برای وحشت خلق شده است؟ اگر چنین نیست، نویسنده چرا این همه برشاخ‌ و برگ هیولا می‌افزاید؟ به سخن دگر آیا این وحشت سهمی در درونمایه‌ی داستان دارد؟ آیا وحشت از مفهومی برخوردار است؟» فخری در ادامه با موشکافی داستان، ضمن بیان این‌که: «خالد نویسا با استفاده از فرم داستان، مجالی برای اندیشیدن و حرف زدن در‌باره‌ی واقعیت‌های اجتماعی تاریخی یافته است. روایت راوی با تفکرات ذهنی و اوهام او در‌می‌آمیزد و رنگی درونی و خیالی می‌یابند.» او ‌به پرسش این‌گونه  پاسخ داد: «خالد نویسا با نشان دادن انسان مضطرب و گیر افتاده در لایه‌های رمز‌آمیز واقعیت، فضایی رویایی و کابوس‌مانند ایجاد می‌کند که نشانگر ابعادی از هستی امروز ماست. نویسنده نشان می‌دهد که چگونه راوی در پنجه‌ی دهشت‌های عظیم اوضاع سیاسی وجنگ اندک‌اندک فردیت خویش را از دست می‌دهد و خرد وخمیر می‌گردد. محیطی که وصف می‌کند، علی‌الخصوص در نظر کسانی که از آن فاصله داشته باشند، محیطی است بسیار غریب؛ اما نویسنده با ارایه‌ی نماد‌های نسبتاً آشکاری ازقبیل «شاخ کشیدن در ماه ثور، قطع و صدور مخفیانه‌ی جنگلات، گریختن از باغ وحش، بسته شدن دانشگاه‌ها، جنگ کوسوو، بمباردمان شدید کابل، بی‌برقی، سرقت تابلو‌ها و اسناد تاریخی شوهر عمه، گیتار شکسته» کاری می‌کند که به توضیح تجارب شخصی ما و آسان‌یابی و حتا افشاگری داستان مساعدت کند. نویسنده با استفاده از شیوه‌ی اول شخص به خواننده امکان می‌دهد با چشمان مرد دیوانه بنگرد و فعالیت‌‌های ذهن وی را با وضوحی که ایجاد آن با توسل به هیچ شیوه‌ی دیگری ممکن نبود، دریابد، خواننده دهشت مرگ‌باری را که وجود راوی در پنجه ی آن است به خوبی احساس می‌کند.»

فخری اعتقاد دارد که «‌خالد نویسا در داستان «تصورات شب‌های بلند» به طرزی اجتناب‌نا‌پذیر به یک‌سو می‌گراید. فزون از اندازه درون‌گراست و اغلب در زوایای اعماق شخصیت غور می‌کند و جهان بیرون را مورد عنایت چندانی قرار نمی‌دهد. گاهی عناصر خود‌آگاه بر نویسنده چیره می‌شوند و او را با امواج خروشان خویش به جلو می‌رانند و موقعیت پوچی می‌آفریند که فاجعه‌ی زنده‌گی از درون آن‌ها سر بر می‌کشد.» وی در ادامه با یاد‌آوری این‌که «نکته‌ی مهم در این داستان، تنش‌های روانی و درونی راوی و پرداخت صحنه به صحنه است» و «‌خالد نویسا دراین داستان پابندی بدون چون و چرا به مدرنیسم دارد. به آشنایی‌زدایی متوصل می‌گردد و از تکنیک‌هایی سود می‌جوید تا جهان متن را به چشم خواننده‌گان بیگانه بنمایاند.» ایرادهای وارد بر داستان تصورات شبهای بلند این چنین بر می‌شمارد: «1) طرح داستان فاقد چارچوبی منسجم و روابط منطقی میان شخصیت‌ها و وقایع و رخداد‌های داستانی است، 2) گه‌گاهی جنبه‌ی تعقلی رنگ می‌بازد و خرافه بر آن غلبه می‌یابد، 3) چند جا توصیف گزارش‌گونه می‌گردد.» فخری در پایان اظهار داشت که «نویسنده در این اثر غالباً از توصیف و روایت مستقیم بهره می‌جوید. کم‌تر نشان می‌دهد و بیش‌تر توضیح می‌دهد. حوادث در داستان خطی و فصلی و گه‌گاهی بی‌ربط و پراگنده است. ماجرا‌های داستان پیوند زنجیره‌یی با یک‌دیگر ندارند و یا کم‌تر دارد.»

 سخنران دوم برنامه عباس آرمان بود. آرمان به گفته‌ی خودش با نگاه از زاویه خاص و تکنیکی‌تر به داستان‌های کوتاه کتاب ‌فصل پنجم‌ و بررسی نثر در داستان‌های نویسا سخنرانی‌اش را عرضه کرد. آرمان با بیان این‌که «مهم‌ترین ویِژگی یک داستان کوتاه خوب، نثر آن داستان است و نثر در داستان همان واسطه یا فاصله‌ای است که یا باید از میان مخاطب و ماجراها برخیزد یا باید آن‌قدر کوتاه و شفاف شود که مخاطب وجود آن را حس نکند و از ورای آن بتواند به راحتی به تماشای حقیقت که همان ماجراهاست، بپردازد.» ‌ با نقل بخش‌هایی از متن داستان فصل پنجم با یاد‌«وری مواردی چون: به کار بردن جملات کوتاه و بدون دست‌انداز، وجود تصاویر به یاد ماندنی در برخی از داستان‌ها، وجود ردپای قضاوت نویسنده در داستان، نبود نثر پخته، مستقیم‌گویی، توصیف دور از ذهن، تکلف در نثر، زیادگویی، کهنگی سوژه، استفاده از جملات بلند را در برخی دیگر از داستان‌ها از ضعف‌های عمده کار نویسا برشمرد. وی در پایان با بازخوانی اولین بند از داستان فصل پنجم به عنوان نمونه، ابراز داشت: «خالد نویسا راه خود را به طرف دست‌یابی به یک نثر خوب یافته است.»

آخرین سخنران محمد‌‌حسین محمدی، مدیر خانه ادبیات افغانستان بود. وی ضمن خوش‌آمدگویی به حاضران سخنان خود را  با استناد به این گفته‌ی هنری جیمز که «حادثه چیست؟ جز نشان دادن شخصیت.» و سید فیلد: «ماجرا همان شخصیت است.» داستان را در کل به دونوع ‌ داستان‌های ماجرایی‌ یا ماجرامحور و داستان‌های شخصیتی یا شخصیت‌محور دسته‌بندی کرده و ابراز داشت: «شخصیت جان داستان است. ماجرا از یک شخصیت آغاز و به او ختم می‌شود.‌ درواقع شخصیت ماجرا و ماجرا شخصیت را به پیش می‌برد.» او تأکید کرد: «در داستان‌نویسی امروز ومدرن برخلاف ماجرا، شخصیت و شخصیت‌پردازی مهم‌تر است و نویسنده‌گان توجه بیش‌تری به آن دارند و ادبیات داستانی جدی بیش‌تر به سمت داستان‌های شخصیتی روی آورده است. در داستان‌های کلاسیک شخصیت مهم‌ترین عنصر داستان بود‌ و هست. و در داستان‌های مدرن اگر شیوه‌های روایی داستان بسیار اهمیت یافته، اما نتوانسته شخصیت را از میدان بدر کند و تکنیک‌های روایی نیز با توجه به شخصیت راوی شکل می‌گیرد. حتا تکنیک‌های داستان نیز متأثر از شخصیت داستان است. این‌گونه است که شخصیت را نمی‌‌توان از داستان جدا کرد.»

او در ادامه افزود: «برخی ماجرا به معنای اتفاق‌های مهم می‌گیرند اما در داستان‌نویسی مدرن که از هنری جیمز آغاز شد حتا دست روی میز گذاشتن شخصیت نیز یک اتفاق داستانی است.» او با توجه به آن‌چه ابراز داشت اضافه کرد: «د‌ر داستان‌های خالد نویسا نیز به شخصیت توجه خاصی شده است. نویسا با دیدی کلاسیک به داستان قلم می‌زند و همان‌طور که گفته شد در داستان‌های ماندگار کلاسیک نیز این شخصیت‌ها هستند که داستان‌ها را ماندگار کرده است. بی‌نوایان ویکتور هوگو. آرزوهای بزرگ چارز دیکنز و‌ بابا گوریو و..... در داستان‌های خالد نویسا نیز شخصیت‌های ماندگاری مانند‌ آقامیرزا در داستان خوب لکه، پاچا در داستان اگنه اپی‌سنا، صادق در داستان آه و هاجرو در داستان فصل پنجم‌ را خلق کرده است.»

در پایان باید گفت ‌شب خالد نویسا با هم‌کاری نهادهایی چون: مؤسسه تعاون، انجن قلم افغانستان، آکادمی هنر و علوم  سینمایی، شبکه تلویزیونی نگاه و مؤسسه فرهنگی ـ اجتماعی سراج، در سالن اجتماعات دانشگاه کاتب برگزار شد.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 4:38 بعد از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

هشتمین شب از «شب های کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی «خالد نویسا»؛ داستان نویس معاصر افغانستان می پردازد.

 شب هشتم «شب های کابل» با سخنرانی آقایان حسین فخری، عباس آرمان و محمدحسین محمدی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج شنبه 27 حمل 1388 در سالن اجتماعات مؤسسه کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار می شود.

 خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون، آکادمی هنر وعلوم سینمایی و مؤسسه  کاتب، برگزار می کند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 10:56 قبل از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

شب هفتم شب هاي كابل كه به نقد و بررسی كار هاي سيد ضيا قاسمي اختصاص داشت، روز پنج شنبه 3 حوت در سالن اجتماعات موسسه  كاتب برگزار شد. گردانندگي برنامه را خالده فروغ به عهده داشت.

ضیا قاسمی، نخستین مدیر خانه ادبیات افغانستان بود که تاکنون دو مجموعه شعر از وی به چاپ رسیده است. گزیده شعر نیستان از مجموعه ادبیات معاصر و باغ های معلق انگور آثار وی به شمار می روند.

همايش ماهانه «شب‌های کابل» راخانه ادبيات افغانستان، با همکاري  انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگي و اجتماعي سراج، تلويزيون نگاه، مؤسسه تعاون، آکادمي هنر و علوم سينمايي و موسسه  كاتب برگزار مي‌کند.

در این برنامه، دو كتاب هاي تازه منتشرشده خانه ادبیات افغانستان، چهارشنبه آخر نوشته تقي واحدي داي پولادي و بناي يادبود دموكراسي اثر عبدالواحد رفيعي رونمایی شد.

چهارشنبه آخر مجموعه داستاني است تازه از تقي واحدي. در اين مجموعه 15 عنوان داستان كوتاه در 108 صفحه گرد آمده است. از تقي واحدي، داستان نویس جوان و فعال کشور چند مجموعه ديگر نيزانتشار يافته است. خصوصيت داستان هاي واحدي در نثر و رويكرد اجتماعي آن ها مي باشد.

خانه ادبیات افغانستان چند ماه پیش، آشار عبدالواحد رفيعي را منتشر کرد و اکنون بنای یادبود دموکراسی را با  78 صفحه و 13 عنوان طنز به بازار روانه کرده است. رفيعي يكي از استعداد هاي خوب در عرصه طنز به حساب مي آيد. نقطه بارز در كار هاي رفيعي اين است كه وي داستان و طنز در ارتباط وثيق باهم قرار داده است. داستان ها از رگه خوب طنزي برخوردار است و طنز هايش با طرح داستاني به پيش مي روند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 10:38 قبل از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

با بررسی کارنامه ادبی و پژوهشی عباس آرمان

شب ششم شب­های کابل برگزار شد

 

ششمین شب از «شب­های کابل»، به نقد و بررسی کارنامه ادبی «عباس آرمان»؛ داستان­نویس و فیلم­نامه نویس معاصر افغانستان پرداخت.

شب ششم «شب­های کابل» با گردانندگی عبدالشکور نظری؛ شاعر جوان کشور و صاحب مجموعه شعر «خیابان­های سرگردان» آغاز شد. محمدتقی اخلاقی؛ نویسنده و فعال فرهنگی، نخستین سخنران این شب بود که در بخشی از سخنانش گفت: «در تمام آثار عباس آرمان به شمول داستان­های کوتاه و دراز و فیلم­نامه­ها، ردپای دو دغدغه را می­توانیم بیابیم: یکی، سنت و دیگری، مهاجرت. سنت؛ شامل رسم­های رسیده از گذشته و اغلب پیوسته با خرافات و گره خورده با باورهای دینی است و مهاجرت همان آوارگی­ها و محرومیت­ها و دوری از وطن است».

اخلاقی در ادامه افزود: «اصولا آرمان به نوع روایت­های سیال تمایل زیادی نشان داده و گه گاه نیز راوی را تبدیل کرده است که همه نشانه­هایی از تمایل آشکار آرمان به تلاش برای ابتکار و تجربه­های جدید در روایت داستان هستند».

این نویسنده درباره نقش دین در کارهای عباس آرمان چنین بیان داشت: «دین در زندگی آدم­ها، جلوه­هایی خوشایند و نفرت­انگیز می یابد و در عین حال نشان می­دهد که ماندنی است و ریشه­های عمیقش از دل و جان آدم­ها، پاک­ناشدنی. آرمان موفق شده تا گره­های کوری را نشان بدهد که هر روز ما با آن ها مواجهیم و از خرافات و سنت­هایی برای­مان بگوید که طی قرن­ها به گرد دین پیچیده­اند و اکنون تفکیک­ناشدنی جلوه می­کنند».

اخلاقی، داستان­های «خیال»، «به علت تعمیرات تعطیل است»، «دیدار»، «همیشه مسافر» و «گریه­کنان فاتحه می­خوانم» را داستان­هایی با درون­مایه­های عاشقانه خواند که اغلب ناکام می­مانند و به جایی نمی­رسند. به گفته وی، داستان­های «وطن»، «خواستگاری»، «دو ابرک سفید»، «من افغانی نیستم» و «ایستادگاه» نیز به مهاجرت و بیچارگی های حاصل از جنگ می­پردازد. 

اخلاقی با بیان این نکته که نثر آرمان در طول سال­ها، نثری ثابت و کم تغییر بوده است، برخی ویژگی­های این نثر را چنین برشمرد: جمله­بندی­های کوتاه و تلگرافی؛ نثر ساده و همه فهم و استفاده نکردن از واژه­های سنگین و ترکیب­های پیچیده؛ استفاده از واژه­ها و ترکیب­های خاص و جذاب.

این سخنران درباره جایگاه  زن در کارهای عباس آرمان چنین گفت: «زن در کارهای آرمان، زنی واقعی است. شخصیت­های اصلی عباس آرمان در کتاب­های «پشت پلک ثریا» و «گل­های سیاه» اغلب مردند. و زن­ها اغلب نقش­هایی حاشیه­ای و بسیار گذرا دارند. اما در کتاب «هزارمین شب ثریا» بر خلاف دو کتاب دیگر، تقریبا تمام شخصیت­های اصلی، زن هستند. از این رهگذر، بین کتاب سوم آرمان و کتاب نخست و دوم، تفاوت عمیقی مشاهده می­شود. نویسنده­ای که در دو کتاب نخستش، زن­ها را به داستا­هایش راه نمی­دهد و مرتب آن­ها را به حاشیه می­راند، به یک­باره در کتاب سوم، از درد و رنج­های زنان و مظلومیت و معصومیت­شان روایت می­کند و فریاد دادخواهی برمی­آورد و به فمینیستی پرشور نزدیک می­شود. ممکن است این را به یک تغییر نگرش در طول کارهای عباس آرمان تعبیر کنیم و تجربه های جدید در فکر آرمان بنامیم».

در ادامه برنامه، محمدجواد سلطانی؛ استاد دانشگاه کاتب، آثار آرمان را از منظر جامعه­شناختی ادبیات بررسی کرد. وی در آغاز سخنانش، درباره تفاوت جامعه­شناسی ادبیات و جامعه­شناسی ادبی سخن گفت. آن­گاه جنگ، آوارگی، زنانگی، از خودبیگانگی و پدرسالاری را از مهم­ترین موضوع­های داستان­های آرمان برشمرد. سلطانی با تبیین این نکته که هیچ متنی نمی­تواند منفک و منتزع از واقعیت باشد، این پرسش را مطرح کرد که آثار عباس آرمان به عنوان یک متن با واقعیت­های امروز افغانستان چه نسبتی دارد. وی پیش از پاسخ­گویی به این پرسش، سطوح گوناگون واقعیت را برشمرد و با تقسیم واقعیت به واقعیت ابژکتیو و سابژکتیو، واقعیت­های عینی افغانستان هم­چون جنگ، آوارگی، تضادهای قومی و فرهنگی، فقر، تبعیض، نابرابری و خودکامگی سیاسی را در سه مقوله انحطاط، بن­بست و شکست دسته­بندی کرد.

استاد دانشگاه کاتب در سخنانش گفت: «در کنار هم قرار گرفتن سه مفهوم انحطاط، بن­بست و شکست می­تواند تا حدودی تصویری از سیمای امروزین ما را فراهم کند. واقعیت­های افغانستان در آثار آرمان نه به سوژه­ای برای تفکر بدل شده است و نه به بخشی از تجربه زیسته شده راوی. به همین دو دلیل، تماس این آثار با واقعیت­های گفته شده بسیار اندک است. در نگاه آرمان، پدیده­هایی مثل بن­بست، شکست و انحطاط، پیشاپیش طبیعی انگاشته شده و هیچ­گاه چونان امر تاریخی و قابل پرسش جلوه نکرده است. تفکر در مورد یک پدیده، طبیعت­زدایی از آن پدیده است». سلطانی در پایان با نقل گفته­ای از ژان پل سارتر، اظهار امیدواری کرد که ادبیات افغانستان آینه واقعیت­های زمانه باشد و زمانه ما با ادبیات رهبری شود.

رضا ابراهیمی؛ داستان­نویس، حقوق­دان و سردبیر نشریه «فرخار»، سومین سخنران این برنامه بود که به بررسی و نقد آثار آرمان پرداخت. این داستان­نویس، آرمان را یکی از پرکارترین نویسنده­های کشور خواند و فضای مهاجرت و فضای بومی افغانستان را دو فضای حاکم بر داستان­های او خواند. سردبیر فرخار، برخورد ذهن­گرایانه را یکی از ویژگی­های داستان­های آرمان دانست و گفت: «مونولوگ یا گفت­وگوی درونی شخصیت­ها باید نشانه­های ذهنی داشته باشند.

عباس آرمان در سال 1356 خورشیدی به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه خود را در سال 1376 تمام کرد. بعد از آن به طور جدی وارد عرصه داستان نویسی شد. اولین داستانهای کوتاهش در سال 1372 در دفتر ادبیات افغانستان نقد شد و بعد از آن این داستانها در نشریات مهاجرین ایران مانند گلبانگ، هفته نامه وحدت، ماهنامه امین و ... به چاب رسید. تاکنون نزدیک به صد داستان کوتاه، سه رمان و چندین فیلم­نامه کوتاه و بلند نوشته است.

آثار آرمان عبارتند از:

یک ـ  مجموعه داستان پشت بلک ثریا/ نتشارات عرفان/ تهران.

دو ـ  مجموعه داستان هزارمین شب ثریا/ با حمایت مالی "بنیاد فرهنگ و جامعه مدنی افغانستان/ کابل.

سه ـ  مجموعه داستان  میوه ای به نام انگور (آماده چاپ).

چهار ـ رمان گل­های سیاه/ کابل.

پنج ـ رمان بریماه من کجاست؟/  پاورقی شده در "به سوی فردا".

شش ـ رمان کابل، ساعت جنگ (آماده چاپ).

هفت ـ  فیلم­نامه سنگ­باران.

هشت ـ  فیلم­نامه خانه دور است.

جوایز ادبی و سینمایی که آرمان به دست آورده است، عبارتند از:

یک ـ در سال 1384، مجموعه داستان "پشت بلک ثریا" در مسابقه سالانه ادبیات داستانی وزارت اطلاعات به مقام دومی دست یافت.

دو ـ در سال 1385 ، رمان "گل­های سیاه" در همین مسابقه به مقام اول رسید.

سه ـ در سال 1386 ، مجموعه داستان "هزارمین شب ثریا"، مقام دوم مسابقه ادبیات داستانی وزارت اطلاعات و فرهنگ را از آن خود کرد.

چهار ـ در سال 1387 ،  فیلم­نامه "خانه دور است" در مسابقه فیلم­نامه­نویسی دفتر سازمان ملل متحد در کابل شرکت کرد و برنده شد.

شب ششم «شب­های کابل»، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج­شنبه سوم جدی 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار شد. در این برنامه، هم­چون برنامه­های گذشته، بیش از صد تن از فرهنگیان و علاقه­مندان به ادبیات، شرکت کرده بودند. خانه ادبیات افغانستان، همایش ماهانه «شب­های کابل» را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر و علوم سینمایی برگزار می­کند.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 1:6 بعد از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

خانه ادبیات افغانستان برگزار می­کند:

داستان­نویسی «عباس آرمان» در بوته نقد

 

دبیرخانه شب­های کابل:

ششمین شب از «شب­های کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی «عباس آرمان»؛ داستان­نویس معاصر افغانستان می­پردازد.

شب ششم «شب­های کابل» با سخنرانی آقایان محمدجواد سلطانی، محمدتقی اخلاقی و رضا ابراهیمی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج­شنبه سه دلو 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار می­شود.

خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار می­کند.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 8:36 قبل از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

شب پنجم «شب­های کابل» با سخنرانی سلطان­سالار عزیزپور؛ شاعر، نویسنده و فعال فرهنگی درباره کتاب پژوهشی محمود جعفری به نام «شعر سپید چیست؟» آغاز شد. عزیزپور در ابتدای سخنان خود گفت: «محمود جعفری پیش از آن­که شاعر باشد، پژوهشگر و نویسنده به مفهوم عام آن است که بر دغدغه­های زمان و نیاز زبانش واقف است؛ دغدغه­ها و پرسش­هایی که شب و روز ما را در حصار خود دارد و از دادن پاسخ به آن­ها بر خود می­لرزیم و از پرسش­های بی پاسخ آن. جعفری در این اثر، از زمینه­های تاریخی می­آغازد و به مبانی شعر سپید می­رسد. به دنبال آن، در پی توضیح جایگاه وزن در شعر سپید و مباحثی هم­چون شگردها و تکنیک­های شعر، تقابل شعر و دستور، قالب­شکنی شاملو، اهداف شاملو، شعر سپید در افغانستان، کلمه­شناسی در شعر و نمونه­های شعر سپید در افغانستان است».

این شاعر و نویسنده معاصر درباره کتاب «شعر سپید چیست؟» چنین بیان داشت: «با وجود این­که جعفری خواسته است با نوشتن این کتاب، به همه پرسش­ها و دغدغه­هایش اندر باب شعر پاسخ بگوید، ولی ردیف انبوهی مباحث مختلف، نظم و انسجام منطقی این اثر را در بخشی از موارد بر هم زده است و خواننده اثر را در میان حجم مطالب پراکنده، سرگردان می­سازد. بهتر بود مباحث مختلف این اثر در آثار جداگانه، دسته­بندی و تدوین می­شد و در جزوه­های مستقل به چاپ می­رسید. نکته دیگری که از نارسایی­های کتاب به شمار می­رود، در بخش معرفی سپیدسرایان افغانستان متبارز است. در معرفی سپیدسرایان بهتر بود نویسنده از تعارف­ها می­کاست و بر تأملات می­افزود؛ زیرا جای کلی داوری­هایی هم­چون: «از چهره­های برجسته و مطرح شعر معاصر افغانستان می­باشد»، «در قالب­های مختلفی درخشیده است»، «خلاقیت­های فکری و ذهنی او در آثارش موج می­زند» و مانند آن در این اثر پژوهشی نیست».

عزیزپور در ادامه سخنانش افزود: «اگر گزیده­متن­نویسانی نداریم که بر ژرفنا و پنهان تاریخ و جغرافیای فرهنگی­مان به وسعت جغرافیای انسانی­مان اثرگذار باشند، کم و بیش کوشندگانی داریم که در اوجی از فقر مادی و فرهنگ­ستیزی­های اولیای امور، دست از سرایش و پژوهش برنمی­دارند. بدون تردید، یکی از کوشندگان و چراغ­داران فرهنگ و ادب کشورمان، محمود جعفری است».

در ادامه برنامه، احمدضیا رفعت؛ شاعر، نویسنده، استاد دانشگاه کابل و فعال فرهنگی و اجتماعی، مجموعه شعر «پروازهای منحنی» را نقد و بررسی کرد. وی در بخشی از سخنانش گفت: «با آن­که شاعر از عناصر محدود طبیعت، برای بیان خیال­هایش استفاده می­کند، ولی توانسته است به راحتی، آن­چه را می­خواهد، بیان کند. با این هم، اگر شاعر از دایره فراخ­تر عناصر خیال­ساز کار می­گرفت، می­توانست به کلام خود تنوع بیانی ببخشد».

رفعت، ترکیب­هایی مانند چاشت­خیز، دندان­خنده، خون­غروب و شب­حلوا را از ابتکارهای این مجموعه برشمرد. با این حال، کاربرد برخی واژگان مهجور یا واژگان وابسته به لهجه­های ویژه را مایه لغزش شاعر در برقراری ارتباط اثرگذارتر با خواننده دانست.

محمدصادق دهقان؛ شاعر، نویسنده و استاد دانشگاه کاتب، سومین سخنران این برنامه بود که به بررسی و نقد مجموعه هایکوواره­های «عطر لیمو» پرداخت. سخنان وی در چند بخش سامان یافته بود که عبارت بودند از: پیشینه شعر کوتاه پارسی از گذشته تا روزگار معاصر، قالب­های محلی شعر کوتاه، هایکوشناسی، چیستی هایکو، هایکوی سنتی، هایکوی مدرن، ساختارشناسی هایکو.

دهقان درباره پیدایش شعر کوتاه مدرن پارسی و هایکوواره چنین بیان داشت: «شعر کوتاه پارسی در روزگار معاصر ما با شعرهاي دفتر «ماخ اولا»ي علی اسفندیاری (نیما یوشیج)؛ پدر شعر نو پارسی، آغاز شد و جریان اصلی «شعر كوتاه» با برگردان هايكوهاي ژاپني به صورت باواسطه، از روي ترجمه‌هاي انگليسي و آلماني به زبان پارسی، در دهه چهل خورشیدی در ايران، رخ نمود. در اصل، سهراب سپهري در گام نخست، دريچه هايكو را به روی ما گشود. با این حال، گام اساسی را احمد شاملو برداشت که با همكاري حسن فياد، دوازده «شعر كوتاه» ژاپني را با عنوان «ترانه‌هاي سرزمين آفتاب» ترجمه کرد و در سال 1352 در كتاب «هم­چون كوچه‌‌اي بي‌انتها» به چاپ رساند».

این منتقد ادبی درباره کوشش شاعران و نویسندگان افغانستان برای معرفی هایکو در کشور افزود: «حضرت وهريز و برنا کریمی با ترجمه هايكوي ژاپني به زبان پارسی دري در این زمینه کوشیده­اند. در این اواخر، ترجمه­ای از برنا کریمی چاپ شده است. تلاش برای هایکو در افغانستان با نشر مجموعه محمود جعفری به نام «عطر لیمو» وارد قلمرو تازه­ای می­شود. از دیگر کسانی که در افغانستان برای ترجمه هایکو و سرایش هایکوواره تلاش می­کند، به آذریون متین باید اشاره کرد. به جز این­ها، در افغانستان، سرایش شعر کوتاه، نه با هدف ایجاد و گسترش شعر کوتاه، بلکه به صورت غریزه شاعرانه، در سرایش آن وجود داشته است که رد آن را در آثار نوسرایان و سپیدسرایان می­توان جست. با این حال، چون در راستای سرایش شعر کوتاه نبودند، کارشان را نمی­توان کوتاه­سرایی دانست. کوتاه­سرایان بسیاری نیز هستند که بدون اثرپذیری کامل از هایکو به راه خود ادامه داده­اند و می­دهند. گروهی دیگر از هایکو اثر پذیرفته­اند، ولی هنوز راه و رسم هایکوواره­سرایی را نمی­دانند و تنها در کنج خلوت نوشته­ها و گفته­هایشان، خود را مدعی آفرینش هایکوواره می­دانند. به طور کلی، هیچ­کدام از اینان را نمی­توان هایکوواره­سرا نامید».

دبیر «شب­های کابل» در ادامه سخنانش، با بررسی ساختار واژگانی، ساختار بیرونی و ساختار درونی این اثر، به نکته­های فنی آن اشاره کرد و گفت: «با وجود برخی مشکلات ساختاری مانند تکراری بودن مضمون­ها، شتاب­زدگی در پردازش مضمون، سادگی زیاد، گنجاندن دل­مشغولی­های شعر سپید در این قالب، مبهم بودن بی­دلیل و شعاری شدن برخی مفهوم­سازی­ها، انتشار این کتاب در قلمرو زبان پارسی، تجربه تازه، متفاوت، نوآورانه و جسارت­مندانه­ای است».

محمود جعفری، شاعر، نویسنده، روزنامه­نگار، پژوهشگر و فعال فرهنگی سال­هاست در قلمرو فرهنگ و ادب پارسی تلاش می­کند و مجموعه­های پژوهشی «آموزش شعر»، «راهنمای نویسندگی» و «شعر سپید چیست؟» از او به چاپ رسیده است. به جز آن، «پروازهای منحنی»، نخستین مجموعه شعر وی به شمار می­رود. هم­ اکنون دو مجموعه شعر، یک مجموعه گردآوری شعر و سه اثر پژوهشی از جعفری آماده چاپ است. او در طول این سال­ها، سه دیپلم افتخار از وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان به دست آورده است. جعفری گردانندگی چند برنامه ادبی را نیز در رادیوهای افغانستان بر عهده دارد.

شب پنجم «شب­های کابل»، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج­شنبه 28 قوس 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار شد. در این برنامه، هم­چون برنامه­های گذشته، بیش از صد تن از فرهنگیان و علاقه­مندان به ادبیات، شرکت کرده بودند. خانه ادبیات افغانستان، همایش ماهانه «شب­های کابل» را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار می­کند.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 6:12 بعد از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

شب چهارم «شب­های کابل» با گردانندگی آصف آشنا، شاعر جوان کشور آغاز شد. در این برنامه، آقای محمدافسر ره­بین؛ شاعر و نویسنده درباره ساختار کلی شعرهای بانو فروغ گفت: «چگونگیِ آگاهی از هستن و نیستن که تعریف کلی از هنر و به گونه ویژه از شعر  به دست می­دهد، خیلی روشن در آثار خالده فروغ بازتاب یافته است.  خالده فروغ با آگاهی و شناخت جامع از پدیده­ها و رخدادهای اجتماعی، در پی نشان دادن واقعیت­ها  برمی­خیزد. خالده در سرایش شعر، بی آن­که در قید نظم­بندی فنی افتاده باشد، صمیمانه با شعر می­آمیزد. خالده در سروده­های خود از نیمایی تا سپید را به تجربه برخاسته و در همه گونه­های شعر (اوزان کهن، اوزان نیمایی، سپید) نمونه­های موفق و زیبا ارایه داده است».

ره­بین در بخش دیگری از سخنانش، سه محور مهمی را که شعر فروغ بر مدار آن­ها می­چرخد، چنین برشمرد: «خالده فروغ به منظور تبیین جهان­بینی خود در شعر، قاعدتا به سه عنصر مهم توجه نموده است: عشق و عرفان؛ اسطوره­پردازی (دینی ـ تاریخی)؛ میهن­ستایی و سیاست. پیوند شعریِ خالده با عشق، از نوع نظام عشق­خدایی است که پیشینیان شعر فارسی بیش­ترینه ارادت­کیش و پیرو آن بوده­اند. برخوردهای عارفانه با عشق ـ و هر از گاه در مفاهیم انتزاعی ـ شعر او را خصلت توجیه­پذیری و معنا­گستری بیش­تر می­بخشد. از همین روست که سروده­های عشقی خالده با چشم­اندازهای سپهری و زمینی تعریف­پذیر می­باشند».

این منتقد ادبی درباره اسطوره­پردازی و سیاست­گرایی در شعر فروغ افزود: «اسطوره­پردازی نیز یکی از جنبه­های جالب شعر خالده فروغ را می­سازد. خالده با استناد به شخصیت­ها و سیماها و قصه­های تاریخی ـ قرآنی، تلاش ورزیده است کلامش را هویت دینی و فرهنگی ببخشد. فروغ در شماری از اشعار خود به سیاست­گرایی پرداخته است. اما این سخن به هیچ وجه سیاسی شدن او در شعر را بیان نمی­دارد. خالده با زیرکی تمام در حد تعادل به سیاست­گری در شعر پرداخته است و به گونه­ای که از سروده­های او برمی­آید، در برابر رخدادهای اجتماعی واکنش­های لازم ارایه داده است و هر از گاه با زبانی نمادین به توضیح  وضعیت پرداخته است».

در میانه برنامه، آقای محمود جعفری؛ مدیر آموزش و پژوهش خانه ادبیات افغانستان، با اعلام این­که برنامه­های آموزشی خانه ادبیات به صورت نظام­مند از ماه قوس آغاز می­شود، به معرفی و رونمایی کتاب «شب که از پوست­مان گذشت» پرداخت. این کتاب، دومین مجموعه شعری محمدصادق دهقان، شاعر معاصر کشور است که خانه ادبیات افغانستان آن را به عنوان دومین مجموعه از سلسله انتشارات خود در ماه عقرب به بازار نشر افغانستان روان کرد. «شب که از پوست­مان گذشت»، 96 صفحه دارد و دربردارنده چهل شعر سپید از این شاعر است.

بانو محبوبه ابراهیمی، دومین سخنران شب چهارم بود که سخنش را با بررسی جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر افغانستان و مقایسه کلی آن با ادبیات ایران و تاجیکستان آغاز کرد. عضو بنیان­گذار خانه ادبیات افغانستان، نقد کارنامه فروغ را در سه بخش زبان، تخیل و اندیشه سامان داد. او در بخش نخست سخنانش، انتخاب واژگانی و ترکیب­سازی را از ویژگی­های شعر فروغ دانست. با این حال، به گفته وی، آوردن واژگان قدیمی تنها عامل در باستان­گرایی نیست، بلکه همه عناصر زبان باید در خدمت ساختار آرکاییک قرار گیرد. ابراهیمی درباره ترکیب­سازی فروغ گفت: «خالده، شاعر ترکیب­سازی است و از این نظر، میان شاعران هم­وطن خود خاص و منحصربه­فرد است. با این حال، مشکل او ساختن ترکیب­های سخت و زنجیر­دار و گاهی، در هم آمیختن نامتناسب ترکیب انتزاعی با تصویر مادی یا برعکس است». بانو ابراهیمی در زمینه نقش اندیشه در شعرهای فروغ، به مواردی مانند میل به شناخت و شناساندن خود، جست­وجوی عشق، امیدواری، آرمان­خواهی و محدود نبودن به زمان و مکان اشاره کرد. این شاعر و منتقد ادبی در پایان سخنان خود، با بررسی تیتروار آخرین مجموعه شعری فروغ به نام «همیشه پنج عصر» بیان داشت که خالده در این کتاب به ثبات زبانی رسیده است. با این حال، تخیل اندک، ترکیب­سازی­های دشوار و از دست دادن لحن حماسی پیشین را از ویژگی­های این کتاب دانست.

آن­گاه عبدالشکور نظری؛ شاعر و منتقد ادبی درباره ساختار کلی شعر فروغ گفت: «فروغ کوشیده است از محدوده­های تعریف شده و خط قرمزهای موجود و چارچوب­های تنگ برآمده از دل سنت و تاریخ این مرز و بوم فراتر رفته و موجودیت خود را نه به عنوان یک زن، که به عنوان یک انسان آزاد، انتخاب­گر و مسئول، اعلام، تثبیت و تعریف کند. فروغ، یک زن است. انتظار آن است که احساسات و عواطف زنانه و زنانگی با توجه به تجربیات، شرایط و مسایل خاص آنان در کارنامه او رنگ و رونق بیش­تری می­داشت، هرچند که این یک حکم قطعی و حتمی نیست، ولی به هر حال، تبارزات و تظاهرات بیرونی عواطف و احساسات واقعی یک زن آن هم یک زن جهان ­سومی و افغانی، اگر طبیعی و بدون سانسور عرضه شود، نمی­تواند ویژگی و مشخصات خاص خودش را نداشته باشد».

نظری با تقسیم کردن نقد کارنامه ادبی فروغ در دو بخش درون­مایه و ساختار بیرونی، درباره درون­مایه اشعار او چنین گفت: «فروغ از این زاویه، تلاش زیادی برای کشف فضاهای تازه فکری و پرورش مفاهیم و معانی جدید و مستند به جهان­بینی و تجربیات ویژه به خرج نداده است و با ورود به جهان آثار او، شما این احساس را ندارید که در یک جهان باهویت، فضاها و عناصر خاص فکری گام گذاشته­اید». شاعر «خیابان­های سرگردان» در زمینه ساختار بیرونی شعرهای فروغ افزود: «فروغ در این بخش، تا حدودی موفق بوده است. آثار او از این جهت استحکام معمول را داراست. در کارهای کلاسیک او این استحکام و پیوستگی صوری و محتوایی در طول اثر یعنی محور عمودی و هم در عرض آن یعنی محور افقی بیش­تر به چشم می­آید. فروغ تا اندازه زیادی نسبت به استفاده از امکانات فنی، شگردهای زبانی، آرایه­ها و صور خیال بی توجه بوده است. زبان در کارهای سپید او ویژگی­های سبکی و فنی لازم را ندارد و از شگردهایی چون ایجاز، تکرار، ترکیب­سازی، غرابت، باستان­گرایی، حذف، جابه­جایی جمله و غیره که به شعر سپید، امتیاز، تشخص، هویت و تأثیرگذاری خاص می­بخشد، تهی است، هرچند که زبان در کارهای سپید او روانی، صمیمیت، تازگی و روزآمدی بیش­تری دارد».

در پایان برنامه، بانو خالده فروغ در سخنان کوتاهی، تلاش خانه ادبیات افغانستان را در بنا نهادن «شب­های کابل» برای رواج دادن فرهنگ «نقد ادبی» در جامعه کنونی افغانستان، غنیمت بزرگی برای ادبیات دانست و پایداری این برنامه را آرزو کرد.

شب چهارم از شب­های کابل، با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج­شنبه 30 عقرب 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب برگزار شد.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 6:9 بعد از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

خانه ادبیات افغانستان برگزار می­کند:

شب چهارم «شب­های کابل» همراه با «خالده فروغ»

 

دبیرخانه شب­های کابل:

چهارمین شب از «شب­های کابل» به نقد و بررسی کارنامه ادبی بانو خالده فروغ؛ شاعر معاصر افغانستان می­پردازد.

شب چهارم «شب­های کابل» با سخنرانی آقایان افسر ره­بین و عبدالشکور نظری و بانو محبوبه ابراهیمی، ساعت سه تا پنج عصر روز پنج­شنبه 30 عقرب 1387 در سالن اجتماعات مؤسسه تحصیلات عالی کاتب واقع در کارته سه، سرک شورای ملی برگزار می­شود. به جز آن، قرار است دومین کتاب از سلسله انتشارات خانه ادبیات افغانستان در این شب رونمایی شود.

خانه ادبیات افغانستان این برنامه را با همکاری مؤسسه تحصیلات عالی کاتب، انجمن قلم افغانستان، مرکز فرهنگی و اجتماعی سراج، تلویزیون نگاه، مؤسسه تعاون و آکادمی هنر وعلوم سینمایی برگزار می­کند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 8:16 قبل از ظهر به دست محمد صادق دهقان |

امشب شب تولدم هست. حال و حوصله ندارم این جا هم روضه بخوانم. این یکی از کوتاه ترین متن هایی است که در این وبلاگ نوشته ام. هرچند این جا به نام محله ای است که در آن جا زاده شده ام، با این حال، اگر خواستید بدانید چه قدر به این دنیا فحش داده ام، بروید و کلکین را ببینید. اگر هم حال نداشتید، فدای سرتان.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 5:26 بعد از ظهر به دست محمد صادق دهقان |